overfish

[ایالات متحده]/ˌəuvə'fiʃ/
[بریتانیا]/ˌovɚˈfɪʃ/

ترجمه

vt. به طور افراطی ماهی گیری کردن; بیش از حد ماهی گرفتن.

جملات نمونه

THERE are two ways to overfish the sea.

دو راه برای صید بیش از حد دریا وجود دارد.

To avoid overfish, fishermen in this area stop fishing for one month every year.

برای جلوگیری از صید بیش از حد، ماهیگیران این منطقه هر سال به مدت یک ماه از ماهیگیری خودداری می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

Yet every day we dredge, pollute and overfish our oceans.

هر روز، ما به درآوردن، آلوده کردن و صید بیش از حد اقیانوس‌های خود ادامه می‌دهیم.

منبع: TED Talks (Audio Version) December 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید