eavesdropping overhearer
شنونده غیرمجاز
unintentional overhearer
شنونده ناخواسته
silent overhearer
شنونده ساکت
casual overhearer
شنونده اتفاقی
active overhearer
شنونده فعال
curious overhearer
شنونده کنجکاو
invisible overhearer
شنونده نامرئی
inadvertent overhearer
شنونده غیرعمدی
unwilling overhearer
شنونده اکراهی
passive overhearer
شنونده منفعل
as an overhearer, i caught snippets of their conversation.
به عنوان شنونده اتفاقی، قطعاتی از مکالمه آنها را شنیدم.
the overhearer often learns more than intended.
شنونده اتفاقی اغلب بیشتر از آنچه در نظر داشت یاد میگیرد.
being an overhearer can lead to misunderstandings.
شنونده اتفاقی بودن میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
she felt guilty as an overhearer of their private discussion.
او به عنوان شنونده اتفاقی بحث خصوصی آنها احساس گناه میکرد.
the overhearer chuckled at their jokes.
شنونده اتفاقی در مورد شوخیهای آنها خندید.
he was an accidental overhearer of the secret plan.
او به طور تصادفی شنونده طرح مخفی بود.
overhearers can sometimes provide valuable insights.
شنوندگان اتفاقی گاهی اوقات میتوانند بینشهای ارزشمندی ارائه دهند.
the overhearer tried to piece together the full story.
شنونده اتفاقی سعی کرد داستان کامل را کنار هم بگذارد.
an overhearer may feel like an intruder in a conversation.
یک شنونده اتفاقی ممکن است احساس کند که در یک مکالمه مزاحم است.
she didn't mean to be an overhearer, but the door was open.
او نمیخواست شنونده اتفاقی باشد، اما در باز بود.
eavesdropping overhearer
شنونده غیرمجاز
unintentional overhearer
شنونده ناخواسته
silent overhearer
شنونده ساکت
casual overhearer
شنونده اتفاقی
active overhearer
شنونده فعال
curious overhearer
شنونده کنجکاو
invisible overhearer
شنونده نامرئی
inadvertent overhearer
شنونده غیرعمدی
unwilling overhearer
شنونده اکراهی
passive overhearer
شنونده منفعل
as an overhearer, i caught snippets of their conversation.
به عنوان شنونده اتفاقی، قطعاتی از مکالمه آنها را شنیدم.
the overhearer often learns more than intended.
شنونده اتفاقی اغلب بیشتر از آنچه در نظر داشت یاد میگیرد.
being an overhearer can lead to misunderstandings.
شنونده اتفاقی بودن میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
she felt guilty as an overhearer of their private discussion.
او به عنوان شنونده اتفاقی بحث خصوصی آنها احساس گناه میکرد.
the overhearer chuckled at their jokes.
شنونده اتفاقی در مورد شوخیهای آنها خندید.
he was an accidental overhearer of the secret plan.
او به طور تصادفی شنونده طرح مخفی بود.
overhearers can sometimes provide valuable insights.
شنوندگان اتفاقی گاهی اوقات میتوانند بینشهای ارزشمندی ارائه دهند.
the overhearer tried to piece together the full story.
شنونده اتفاقی سعی کرد داستان کامل را کنار هم بگذارد.
an overhearer may feel like an intruder in a conversation.
یک شنونده اتفاقی ممکن است احساس کند که در یک مکالمه مزاحم است.
she didn't mean to be an overhearer, but the door was open.
او نمیخواست شنونده اتفاقی باشد، اما در باز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید