overhearers

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈhɪərə/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈhɪrər/

ترجمه

n. شخصی که به طور ناخواسته چیزی را می‌شنود

عبارات و ترکیب‌ها

eavesdropping overhearer

شنونده غیرمجاز

unintentional overhearer

شنونده ناخواسته

silent overhearer

شنونده ساکت

casual overhearer

شنونده اتفاقی

active overhearer

شنونده فعال

curious overhearer

شنونده کنجکاو

invisible overhearer

شنونده نامرئی

inadvertent overhearer

شنونده غیرعمدی

unwilling overhearer

شنونده اکراهی

passive overhearer

شنونده منفعل

جملات نمونه

as an overhearer, i caught snippets of their conversation.

به عنوان شنونده اتفاقی، قطعاتی از مکالمه آنها را شنیدم.

the overhearer often learns more than intended.

شنونده اتفاقی اغلب بیشتر از آنچه در نظر داشت یاد می‌گیرد.

being an overhearer can lead to misunderstandings.

شنونده اتفاقی بودن می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

she felt guilty as an overhearer of their private discussion.

او به عنوان شنونده اتفاقی بحث خصوصی آنها احساس گناه می‌کرد.

the overhearer chuckled at their jokes.

شنونده اتفاقی در مورد شوخی‌های آنها خندید.

he was an accidental overhearer of the secret plan.

او به طور تصادفی شنونده طرح مخفی بود.

overhearers can sometimes provide valuable insights.

شنوندگان اتفاقی گاهی اوقات می‌توانند بینش‌های ارزشمندی ارائه دهند.

the overhearer tried to piece together the full story.

شنونده اتفاقی سعی کرد داستان کامل را کنار هم بگذارد.

an overhearer may feel like an intruder in a conversation.

یک شنونده اتفاقی ممکن است احساس کند که در یک مکالمه مزاحم است.

she didn't mean to be an overhearer, but the door was open.

او نمی‌خواست شنونده اتفاقی باشد، اما در باز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید