overinvest in
سرمایه گذاری بیش از حد در
overinvesting time
زمان را بیش از حد سرمایه گذاری کردن
overinvested resources
منابع سرمایه گذاری شده بیش از حد
overinvesting money
پول را بیش از حد سرمایه گذاری کردن
overinvest in projects
سرمایه گذاری بیش از حد در پروژه ها
overinvested capital
سرمایه سرمایه گذاری شده بیش از حد
overinvesting effort
کوشش را بیش از حد سرمایه گذاری کردن
overinvest in tech
سرمایه گذاری بیش از حد در فناوری
overinvested funds
资金额度过度投资
overinvesting energy
انرژی را بیش از حد سرمایه گذاری کردن
the firm tends to overinvest in research even when profits are low.
شرکت تمایل دارد در تحقیق و توسعه سرمایه گذاری بیش از حد کند، حتی وقتی سود کم است.
many investors overinvest in the stock market without proper risk assessment.
بسیاری از سرمایه گذاران بدون ارزیابی صحیح ریسک در بازار سهام سرمایه گذاری بیش از حد می کنند.
the government may overinvest in infrastructure, neglecting other sectors.
دولت ممکن است در زیرساخت ها سرمایه گذاری بیش از حد کند و سایر بخش ها را نادیده گیرد.
she warned that overinvesting in a single project can drain resources.
او هشدار داد که سرمایه گذاری بیش از حد در یک پروژه می تواند منابع را خالی کند.
he decided to overinvest in personal development, attending numerous courses.
او تصمیم گرفت در توسعه شخصی سرمایه گذاری بیش از حد کند و در چندین دوره شرکت کند.
the startup overinvested in marketing, hoping to capture market share quickly.
این شرکت نوپا در بازاریابی سرمایه گذاری بیش از حد کرد تا سریعتر سهم بازار را کسب کند.
some families overinvest in real estate assets, betting on rapid appreciation.
برخی خانواده ها در دارایی های املاک سرمایه گذاری بیش از حد می کنند و روی افزایش سریع قیمت بازی می کنند.
overinvesting in education can lead to mounting student debt.
سرمایه گذاری بیش از حد در آموزش می تواند به افزایش بدهی دانشجویی منجر شود.
the firm risks overinvesting in technology without a clear strategy.
شرکت در فناوری سرمایه گذاری بیش از حد کردن را با یک استراتژی واضح ریسک می کند.
they tend to overinvest in relationships, neglecting other priorities.
آنها تمایل دارند در روابط سرمایه گذاری بیش از حد کنند و سایر اولویت ها را نادیده گیرند.
overinvesting in assets can expose a portfolio to unnecessary volatility.
سرمایه گذاری بیش از حد در دارایی ها می تواند پرتفولیو را به نوسانات غیر ضروری معرض قرار دهد.
investors sometimes overinvest heavily in emerging markets, ignoring diversification.
سرمایه گذاران گاهی در بازارهای نوظهور سرمایه گذاری بسیار زیادی می کنند و از پراکندگی صرف نظر می کنند.
overinvest in
سرمایه گذاری بیش از حد در
overinvesting time
زمان را بیش از حد سرمایه گذاری کردن
overinvested resources
منابع سرمایه گذاری شده بیش از حد
overinvesting money
پول را بیش از حد سرمایه گذاری کردن
overinvest in projects
سرمایه گذاری بیش از حد در پروژه ها
overinvested capital
سرمایه سرمایه گذاری شده بیش از حد
overinvesting effort
کوشش را بیش از حد سرمایه گذاری کردن
overinvest in tech
سرمایه گذاری بیش از حد در فناوری
overinvested funds
资金额度过度投资
overinvesting energy
انرژی را بیش از حد سرمایه گذاری کردن
the firm tends to overinvest in research even when profits are low.
شرکت تمایل دارد در تحقیق و توسعه سرمایه گذاری بیش از حد کند، حتی وقتی سود کم است.
many investors overinvest in the stock market without proper risk assessment.
بسیاری از سرمایه گذاران بدون ارزیابی صحیح ریسک در بازار سهام سرمایه گذاری بیش از حد می کنند.
the government may overinvest in infrastructure, neglecting other sectors.
دولت ممکن است در زیرساخت ها سرمایه گذاری بیش از حد کند و سایر بخش ها را نادیده گیرد.
she warned that overinvesting in a single project can drain resources.
او هشدار داد که سرمایه گذاری بیش از حد در یک پروژه می تواند منابع را خالی کند.
he decided to overinvest in personal development, attending numerous courses.
او تصمیم گرفت در توسعه شخصی سرمایه گذاری بیش از حد کند و در چندین دوره شرکت کند.
the startup overinvested in marketing, hoping to capture market share quickly.
این شرکت نوپا در بازاریابی سرمایه گذاری بیش از حد کرد تا سریعتر سهم بازار را کسب کند.
some families overinvest in real estate assets, betting on rapid appreciation.
برخی خانواده ها در دارایی های املاک سرمایه گذاری بیش از حد می کنند و روی افزایش سریع قیمت بازی می کنند.
overinvesting in education can lead to mounting student debt.
سرمایه گذاری بیش از حد در آموزش می تواند به افزایش بدهی دانشجویی منجر شود.
the firm risks overinvesting in technology without a clear strategy.
شرکت در فناوری سرمایه گذاری بیش از حد کردن را با یک استراتژی واضح ریسک می کند.
they tend to overinvest in relationships, neglecting other priorities.
آنها تمایل دارند در روابط سرمایه گذاری بیش از حد کنند و سایر اولویت ها را نادیده گیرند.
overinvesting in assets can expose a portfolio to unnecessary volatility.
سرمایه گذاری بیش از حد در دارایی ها می تواند پرتفولیو را به نوسانات غیر ضروری معرض قرار دهد.
investors sometimes overinvest heavily in emerging markets, ignoring diversification.
سرمایه گذاران گاهی در بازارهای نوظهور سرمایه گذاری بسیار زیادی می کنند و از پراکندگی صرف نظر می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید