overinvolved

[ایالات متحده]/ˌəʊvərɪnˈvɒlvd/
[بریتانیا]/ˌoʊvərɪnˈvɑːlvd/

ترجمه

adj. بیش از حد درگیر یا از نظر احساسی در یک وضعیت، رابطه یا فعالیت سرمایه گذاری شده، اغلب به درجه ای ناسالم یا نامناسب.

عبارات و ترکیب‌ها

overinvolved parent

والدین بیش فعال

overinvolved mother

مادر بیش فعال

overinvolved father

پدر بیش فعال

being overinvolved

درگیر بودن بیش از حد

overinvolved in

درگیر بیش از حد در

overinvolved with

درگیر بیش از حد با

overinvolved family

خانواده بیش فعال

overinvolved grandparent

پدربزرگ/مادربزرگ بیش فعال

too overinvolved

بیش از حد فعال

overinvolved neighbor

همسایه بیش فعال

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید