overcommit resources
تعهد بیش از حد منابع
overcommit time
تعهد بیش از حد زمان
overcommit funds
تعهد بیش از حد بودجه
overcommit staff
تعهد بیش از حد پرسنل
overcommit projects
تعهد بیش از حد پروژهها
overcommit tasks
تعهد بیش از حد وظایف
overcommit efforts
تعهد بیش از حد تلاشها
overcommit capacity
تعهد بیش از حد ظرفیت
overcommit expectations
تعهد بیش از حد انتظارات
overcommit deadlines
تعهد بیش از حد مهلتها
it's easy to overcommit when you want to help everyone.
وقتی میخواهید به همه کمک کنید، به راحتی ممکن است بیش از حد متعهد شوید.
don't overcommit your resources; plan carefully.
منابع خود را بیش از حد متعهد نکنید؛ با دقت برنامه ریزی کنید.
she tends to overcommit to projects at work.
او معمولاً در پروژههای کاری بیش از حد متعهد میشود.
overcommitting can lead to burnout and stress.
بیش از حد متعهد شدن میتواند منجر به فرسودگی و استرس شود.
make sure not to overcommit during the busy season.
مطمئن شوید در فصل شلوغ بیش از حد متعهد نشوید.
he learned the hard way not to overcommit his time.
او به سختی یاد گرفت که زمان خود را بیش از حد متعهد نکند.
overcommitting can affect your personal life negatively.
بیش از حد متعهد شدن میتواند به طور منفی بر زندگی شخصی شما تأثیر بگذارد.
it's important to assess your limits and avoid overcommitting.
ارزیابی محدودیتهای خود و اجتناب از بیش از حد متعهد شدن مهم است.
to be successful, you must learn not to overcommit.
برای موفقیت، باید یاد بگیرید که بیش از حد متعهد نشوید.
overcommitting can lead to missed deadlines.
بیش از حد متعهد شدن میتواند منجر به از دست دادن مهلتهای مقرر شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید