overcommitted

[ایالات متحده]/ˌəʊvə.kəˈmɪt/
[بریتانیا]/ˌoʊ.vɚ.kəˈmɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای تخصیص منابع بیشتر از موجود

عبارات و ترکیب‌ها

overcommit resources

تعهد بیش از حد منابع

overcommit time

تعهد بیش از حد زمان

overcommit funds

تعهد بیش از حد بودجه

overcommit staff

تعهد بیش از حد پرسنل

overcommit projects

تعهد بیش از حد پروژه‌ها

overcommit tasks

تعهد بیش از حد وظایف

overcommit efforts

تعهد بیش از حد تلاش‌ها

overcommit capacity

تعهد بیش از حد ظرفیت

overcommit expectations

تعهد بیش از حد انتظارات

overcommit deadlines

تعهد بیش از حد مهلت‌ها

جملات نمونه

it's easy to overcommit when you want to help everyone.

وقتی می‌خواهید به همه کمک کنید، به راحتی ممکن است بیش از حد متعهد شوید.

don't overcommit your resources; plan carefully.

منابع خود را بیش از حد متعهد نکنید؛ با دقت برنامه ریزی کنید.

she tends to overcommit to projects at work.

او معمولاً در پروژه‌های کاری بیش از حد متعهد می‌شود.

overcommitting can lead to burnout and stress.

بیش از حد متعهد شدن می‌تواند منجر به فرسودگی و استرس شود.

make sure not to overcommit during the busy season.

مطمئن شوید در فصل شلوغ بیش از حد متعهد نشوید.

he learned the hard way not to overcommit his time.

او به سختی یاد گرفت که زمان خود را بیش از حد متعهد نکند.

overcommitting can affect your personal life negatively.

بیش از حد متعهد شدن می‌تواند به طور منفی بر زندگی شخصی شما تأثیر بگذارد.

it's important to assess your limits and avoid overcommitting.

ارزیابی محدودیت‌های خود و اجتناب از بیش از حد متعهد شدن مهم است.

to be successful, you must learn not to overcommit.

برای موفقیت، باید یاد بگیرید که بیش از حد متعهد نشوید.

overcommitting can lead to missed deadlines.

بیش از حد متعهد شدن می‌تواند منجر به از دست دادن مهلت‌های مقرر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید