overjoying

[ایالات متحده]/əʊvəˈdʒɔɪɪŋ/
[بریتانیا]/oʊvərˈdʒɔɪɪŋ/

ترجمه

v. عمل ایجاد احساس شادی شدید در کسی

عبارات و ترکیب‌ها

overjoying news

خوشح کننده خبر

overjoying moment

لحظه شادی بخش

overjoying experience

تجربه شادی بخش

overjoying surprise

غافلگیری خوشایند

overjoying feeling

احساس شادی بخش

overjoying occasion

مناسبت شادی بخش

overjoying achievement

دستاوردی شادی بخش

overjoying reunion

دیدار دوباره شادی بخش

overjoying gift

هدیه شادی بخش

overjoying celebration

جشن شادی بخش

جملات نمونه

she was overjoying at the news of her promotion.

او از خبر ارتقای خود بسیار خوشحال بود.

the children were overjoying when they saw the puppy.

کودکان از دیدن توله سگ بسیار خوشحال شدند.

we were overjoying at the successful completion of the project.

ما از اتمام موفقیت آمیز پروژه بسیار خوشحال بودیم.

he felt overjoying when he received the award.

او از دریافت جایزه بسیار خوشحال شد.

the family was overjoying at the arrival of their new baby.

خانواده از تولد نوزاد جدید خود بسیار خوشحال بود.

she was overjoying to reunite with her old friends.

او از دیدار مجدد با دوستان قدیمی خود بسیار خوشحال بود.

the community was overjoying at the festival's success.

جامعه از موفقیت جشنواره بسیار خوشحال بود.

he was overjoying when he heard his favorite song on the radio.

او از شنیدن آهنگ مورد علاقه اش در رادیو بسیار خوشحال شد.

they were overjoying to find a long-lost treasure.

آنها از یافتن گنجی که مدت ها گم شده بود بسیار خوشحال شدند.

she was overjoying at the surprise birthday party.

او از مهمانی تولد غافلگیری بسیار خوشحال بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید