overleaped

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈliːp/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈliːp/

ترجمه

vt. پرش کردن یا عبور کردن از; فراتر رفتن یا نادیده گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

overleap barriers

گذر از موانع

overleap limits

گذر از محدودیت‌ها

overleap boundaries

گذر از مرزها

overleap obstacles

گذر از موانع

overleap challenges

غلبه بر چالش‌ها

overleap expectations

گذر از انتظارات

overleap hurdles

گذر از سنگ‌اندازی‌ها

overleap doubts

غلبه بر تردیدها

overleap fears

غلبه بر ترس‌ها

overleap norms

گذر از هنجارها

جملات نمونه

we must overleap the obstacles in our path.

ما باید موانع موجود در مسیر خود را پشت سر بگذاریم.

he tried to overleap his previous mistakes.

او سعی کرد اشتباهات گذشته خود را پشت سر بگذارد.

she managed to overleap the challenges of her job.

او موفق شد چالش‌های شغلی خود را پشت سر بگذارد.

in order to succeed, you need to overleap your fears.

برای موفقیت، شما باید ترس‌های خود را پشت سر بگذارید.

the athlete trained hard to overleap his competitors.

آن ورزشکار سخت تمرین کرد تا بر رقبای خود غلبه کند.

we should overleap the doubts and move forward.

ما باید شک و تردیدها را پشت سر بگذاریم و به جلو حرکت کنیم.

they aim to overleap the limitations of technology.

آنها قصد دارند محدودیت‌های فناوری را پشت سر بگذارند.

to achieve greatness, one must overleap mediocrity.

برای رسیدن به بزرگی، باید посредственность را پشت سر گذاشت.

she overleapt the barriers of language with her studies.

او با تحصیلات خود بر موانع زبان غلبه کرد.

by working together, we can overleap any difficulties.

با همکاری با یکدیگر، می‌توانیم بر هر سختی غلبه کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید