overlord

[ایالات متحده]/'əʊvəlɔːd/
[بریتانیا]/'ovɚlɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حاکم عالی، بالاترین مقام، مستبد، ارباب فئودالی

عبارات و ترکیب‌ها

ruthless overlord

حاکم بی‌رحم

powerful overlord

حاکم قدرتمند

tyrannical overlord

حاکم مستبد

feared overlord

حاکمی که ترسناک است

جملات نمونه

a Mafia overlord; a Mafia organization.

یک مافیای قدرتمند؛ یک سازمان مافیایی

We must not catch the bad habit of “acting as overlords”.

ما نباید عادت بد «ظاهرسازی به عنوان حاکم» را بگیریم.

We cadres are ordinary workers and not overlords sitting on the backs of the people.

ما کارگزاران، کارگران عادی هستیم و اربابانی نیستیم که بر پشت مردم می‌نشینیم.

The evil overlord ruled the kingdom with an iron fist.

حاکم شرور با دست سفت و سخت بر پادشاهی حکومت کرد.

The overlord demanded absolute loyalty from his subjects.

حاکم خواستار وفاداری مطلق از رعایایش بود.

Legends tell of a powerful overlord who controlled the elements.

افسانه ها از یک حاکم قدرتمند که عناصر را کنترل می کرد، حکایت می کنند.

The overlord's castle loomed ominously on the hill.

قلعه حاکم به طور شوم بر روی تپه خودنمایی می کرد.

The overlord's minions carried out his orders without question.

خدمتکاران حاکم بدون سوال دستورات او را انجام می دادند.

The overlord's reign of terror came to an end with the rebellion of the people.

حکومت ترس حاکم با شورش مردم به پایان رسید.

The overlord amassed great wealth through exploitation of the land.

حاکم با بهره برداری از سرزمین، ثروت زیادی انباشته کرد.

The overlord's tyranny knew no bounds.

ظلم حاکم حد و مرزی نمی شناخت.

The overlord's power was unmatched in the realm.

قدرت حاکم در قلمرو بی مانند بود.

The people lived in fear of the overlord's wrath.

مردم از خشم حاکم با ترس زندگی می کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید