overmastered

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈmɑːstə/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈmæstər/

ترجمه

v. کاملاً شکست داده یا کنترل شده

عبارات و ترکیب‌ها

overmastered feelings

احساسات غلبه‌کننده

overmastered by fear

تحت تسلط ترس

overmastered emotions

احساسات غلبه‌کننده

overmastered by anger

تحت تسلط خشم

overmastered thoughts

افکار غلبه‌کننده

overmastered will

اراده غلبه‌کننده

overmastered spirit

روح غلبه‌کننده

overmastered strength

قدرت غلبه‌کننده

overmastered resolve

تصمیم غلبه‌کننده

overmastered desires

خواسته های غلبه‌کننده

جملات نمونه

he overmastered his fears and took the stage.

او بر ترس‌های خود غلبه کرد و روی صحنه رفت.

she overmastered the challenges of her new job.

او بر چالش‌های شغل جدیدش غلبه کرد.

the team overmastered their opponents in the final match.

تیم بر حریفان خود در مسابقه نهایی غلبه کرد.

with practice, he overmastered the difficult piano piece.

با تمرین، او قطعه پیانوی دشوار را با موفقیت انجام داد.

she overmastered her anxiety before the interview.

او اضطراب خود را قبل از مصاحبه کنترل کرد.

he felt he had overmastered the art of negotiation.

او احساس کرد که هنر مذاکره را با موفقیت انجام داده است.

they overmastered the technical difficulties of the project.

آنها بر مشکلات فنی پروژه غلبه کردند.

she overmastered her doubts and delivered a great speech.

او بر تردیدهای خود غلبه کرد و یک سخنرانی عالی ارائه داد.

the athlete overmastered his previous records.

ورزشکار رکورد قبلی خود را شکست.

he overmastered the complexities of the new software.

او پیچیدگی نرم افزار جدید را با موفقیت انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید