overmatch capability
توانایی برتری
overmatch force
نیروی برتر
overmatch strategy
استراتژی برتری
overmatch system
سیستم برتر
overmatch advantage
مزیت برتری
overmatch potential
ظرفیت برتری
overmatch assessment
ارزیابی برتری
overmatch scenario
سناریوی برتری
overmatch performance
عملکرد برتر
the team's strategy was designed to overmatch their opponents.
استراتژی تیم به گونهای طراحی شده بود تا از حریفان پیشی بگیرد.
his skills in negotiation can easily overmatch anyone in the room.
مهارتهای او در مذاکره میتواند به راحتی برتر از هر کسی در اتاق باشد.
the new technology is expected to overmatch previous models.
تکنولوژی جدید انتظار میرود بر مدلهای قبلی غلبه کند.
in this competition, we need to overmatch our rivals to win.
در این مسابقه، ما باید بر رقبای خود غلبه کنیم تا پیروز شویم.
her determination to succeed will overmatch any obstacles she faces.
عزم راسخ او برای موفقیت بر هر مانعی که پیش روی او قرار میگیرد غلبه خواهد کرد.
they believe their experience will overmatch the youth of their competitors.
آنها معتقدند تجربه آنها بر جوانی رقبایشان غلبه خواهد کرد.
the athlete's strength can overmatch most of his competitors.
قدرت ورزشکار میتواند بر بیشتر رقبای او غلبه کند.
our resources must overmatch the demand for this project.
منابع ما باید با تقاضا برای این پروژه برابری کنند یا از آن پیشی بگیرند.
to ensure success, we need to overmatch the challenges ahead.
برای اطمینان از موفقیت، ما باید بر چالشهای پیش رو غلبه کنیم.
the company's innovative ideas are meant to overmatch market expectations.
ایدههای نوآورانه شرکت برای برآورده کردن یا پیشی گرفتن از انتظارات بازار طراحی شدهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید