overpays

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈpeɪz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈpeɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی پول زیادی می‌پردازد؛ به کسی جبران خسارت بیش از حد می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

overpays for goods

پرداخت بیش از حد برای کالاها

overpays on taxes

پرداخت بیش از حد برای مالیات

overpays for services

پرداخت بیش از حد برای خدمات

overpays for rent

پرداخت بیش از حد برای اجاره

overpays for insurance

پرداخت بیش از حد برای بیمه

overpays on bills

پرداخت بیش از حد برای قبوض

overpays for products

پرداخت بیش از حد برای محصولات

overpays for utilities

پرداخت بیش از حد برای خدمات ضروری

overpays for tickets

پرداخت بیش از حد برای بلیط

overpays for fees

پرداخت بیش از حد برای هزینه ها

جملات نمونه

she often overpays for her groceries.

او اغلب برای خرید مواد غذایی بیش از حد پرداخت می‌کند.

he realized he overpays for his car insurance.

او متوجه شد که برای بیمه خودرویش بیش از حد پرداخت می‌کند.

the company overpays its employees compared to industry standards.

این شرکت در مقایسه با استانداردهای صنعت، به کارمندان خود بیش از حد پرداخت می‌کند.

many consumers overpay for brand-name products.

بسیاری از مصرف‌کنندگان برای محصولات برند بیش از حد پرداخت می‌کنند.

if you overpay for tickets, you might regret it later.

اگر برای بلیط‌ها بیش از حد پرداخت کنید، ممکن است بعداً پشیمان شوید.

she tends to overpay for services without comparing prices.

او معمولاً بدون مقایسه قیمت‌ها برای خدمات بیش از حد پرداخت می‌کند.

it's easy to overpay if you don't do your research.

اگر تحقیق نکنید، به راحتی می‌توانید بیش از حد پرداخت کنید.

overpaying for a home can lead to financial strain.

بیش از حد پرداخت کردن برای یک خانه می‌تواند منجر به فشار مالی شود.

she always overpays for her coffee at that café.

او همیشه برای قهوه خود در آن کافه بیش از حد پرداخت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید