overpays for goods
پرداخت بیش از حد برای کالاها
overpays on taxes
پرداخت بیش از حد برای مالیات
overpays for services
پرداخت بیش از حد برای خدمات
overpays for rent
پرداخت بیش از حد برای اجاره
overpays for insurance
پرداخت بیش از حد برای بیمه
overpays on bills
پرداخت بیش از حد برای قبوض
overpays for products
پرداخت بیش از حد برای محصولات
overpays for utilities
پرداخت بیش از حد برای خدمات ضروری
overpays for tickets
پرداخت بیش از حد برای بلیط
overpays for fees
پرداخت بیش از حد برای هزینه ها
she often overpays for her groceries.
او اغلب برای خرید مواد غذایی بیش از حد پرداخت میکند.
he realized he overpays for his car insurance.
او متوجه شد که برای بیمه خودرویش بیش از حد پرداخت میکند.
the company overpays its employees compared to industry standards.
این شرکت در مقایسه با استانداردهای صنعت، به کارمندان خود بیش از حد پرداخت میکند.
many consumers overpay for brand-name products.
بسیاری از مصرفکنندگان برای محصولات برند بیش از حد پرداخت میکنند.
if you overpay for tickets, you might regret it later.
اگر برای بلیطها بیش از حد پرداخت کنید، ممکن است بعداً پشیمان شوید.
she tends to overpay for services without comparing prices.
او معمولاً بدون مقایسه قیمتها برای خدمات بیش از حد پرداخت میکند.
it's easy to overpay if you don't do your research.
اگر تحقیق نکنید، به راحتی میتوانید بیش از حد پرداخت کنید.
overpaying for a home can lead to financial strain.
بیش از حد پرداخت کردن برای یک خانه میتواند منجر به فشار مالی شود.
she always overpays for her coffee at that café.
او همیشه برای قهوه خود در آن کافه بیش از حد پرداخت میکند.
overpays for goods
پرداخت بیش از حد برای کالاها
overpays on taxes
پرداخت بیش از حد برای مالیات
overpays for services
پرداخت بیش از حد برای خدمات
overpays for rent
پرداخت بیش از حد برای اجاره
overpays for insurance
پرداخت بیش از حد برای بیمه
overpays on bills
پرداخت بیش از حد برای قبوض
overpays for products
پرداخت بیش از حد برای محصولات
overpays for utilities
پرداخت بیش از حد برای خدمات ضروری
overpays for tickets
پرداخت بیش از حد برای بلیط
overpays for fees
پرداخت بیش از حد برای هزینه ها
she often overpays for her groceries.
او اغلب برای خرید مواد غذایی بیش از حد پرداخت میکند.
he realized he overpays for his car insurance.
او متوجه شد که برای بیمه خودرویش بیش از حد پرداخت میکند.
the company overpays its employees compared to industry standards.
این شرکت در مقایسه با استانداردهای صنعت، به کارمندان خود بیش از حد پرداخت میکند.
many consumers overpay for brand-name products.
بسیاری از مصرفکنندگان برای محصولات برند بیش از حد پرداخت میکنند.
if you overpay for tickets, you might regret it later.
اگر برای بلیطها بیش از حد پرداخت کنید، ممکن است بعداً پشیمان شوید.
she tends to overpay for services without comparing prices.
او معمولاً بدون مقایسه قیمتها برای خدمات بیش از حد پرداخت میکند.
it's easy to overpay if you don't do your research.
اگر تحقیق نکنید، به راحتی میتوانید بیش از حد پرداخت کنید.
overpaying for a home can lead to financial strain.
بیش از حد پرداخت کردن برای یک خانه میتواند منجر به فشار مالی شود.
she always overpays for her coffee at that café.
او همیشه برای قهوه خود در آن کافه بیش از حد پرداخت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید