overrate

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈreɪt/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

بیش از حد ارزش یا اهمیت کسی یا چیزی را تخمین زدن.

عبارات و ترکیب‌ها

overrate the importance

اهمیت را اغراق‌آمیز جلوه دادن

overrate the quality

کیفیت را اغراق‌آمیز جلوه دادن

overrate one's abilities

توانایی‌های خود را اغراق‌آمیز جلوه دادن

جملات نمونه

Comparing conditions betweem exiting competition with not exiting competition, we come to conclusion that we can overrate the enterprise valuation if not considering the prelatic competition.

مقایسه شرایط بین رقابت فعلی و عدم وجود رقابت، ما به این نتیجه می‌رسیم که اگر مسابقه را در نظر نگیریم، می‌توانیم ارزش شرکت را بیش از حد ارزیابی کنیم.

Many people tend to overrate their own abilities.

بسیاری از مردم تمایل دارند توانایی‌های خود را بیش از حد ارزیابی کنند.

It's easy to overrate the importance of material possessions.

ارزیابی اهمیت دارایی‌های مادی بیش از حد آسان است.

Some critics argue that the film is overrated.

برخی از منتقدان استدلال می‌کنند که فیلم بیش از حد ارزیابی شده است.

Don't overrate the impact of social media on real-life relationships.

تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر روابط زندگی واقعی را بیش از حد ارزیابی نکنید.

People often overrate the benefits of fad diets.

افراد اغلب مزایای رژیم‌های غذایی مد روز را بیش از حد ارزیابی می‌کنند.

He tends to overrate his own opinions and dismiss others' ideas.

او تمایل دارد نظرات خود را بیش از حد ارزیابی کند و ایده‌های دیگران را نادیده بگیرد.

Many fans believe that the athlete is overrated by the media.

بسیاری از طرفداران معتقدند که ورزشکار توسط رسانه ها بیش از حد ارزیابی شده است.

It's important not to overrate the role of luck in success.

مهم است که نقش شانس را در موفقیت بیش از حد ارزیابی نکنید.

Some people tend to overrate the influence of celebrities on society.

برخی از افراد تمایل دارند تأثیر مشاهیر بر جامعه را بیش از حد ارزیابی کنند.

The restaurant is often overrated by online reviews.

رستوران اغلب توسط نظرات آنلاین بیش از حد ارزیابی می شود.

نمونه‌های واقعی

As an indicator of likely black turnout, enthusiasm for the candidate may be overrated.

به عنوان شاخصی از احتمال مشارکت سیاهپوستان، اشتیاق به نامزد ممکن است اغراق‌آمیز باشد.

منبع: The Economist (Summary)

Surprise is overrated -- we're happier to get what we ask for.

غافلگیری اغراق‌آمیز است - ما خوشحال‌تر هستیم وقتی آنچه می‌خواهیم را به دست می‌آوریم.

منبع: Listening Digest

If you ask me, the near touch is overrated.

اگر از من بپرسید، تماس نزدیک اغراق‌آمیز است.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Women are less likely to overrate themselves, he argues.

او استدلال می‌کند که زنان کمتر احتمال دارد خود را بیش از حد ارزیابی کنند.

منبع: Reading of foreign publications.

Absolutely. But on the other hand, knowing things is overrated.

کاملاً. اما از طرف دیگر، دانستن چیزها اغراق‌آمیز است.

منبع: The Simpsons Movie

So do you think being a good team player is overrated?

پس فکر می‌کنید که یک بازیکن خوب بودن اغراق‌آمیز است؟

منبع: Cambridge IELTS Listening Practice Tests 7

So, first, we should not overrate his statements. They are so often not true.

بنابراین، اولاً، نباید اظهارات او را بیش از حد ارزیابی کنیم. آنها اغلب درست نیستند.

منبع: PBS English News

We say we don't even want to ride a bike, because they're overrated.

ما می‌گوییم حتی نمی‌خواهیم دوچرخه‌سواری کنیم، زیرا آنها اغراق‌آمیز هستند.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

Yeah. So, we can use 'overrated' for lots of different things.

بله. بنابراین، می‌توانیم از 'اغراق‌آمیز' برای بسیاری از چیزهای مختلف استفاده کنیم.

منبع: Learn English by following hot topics.

You put them together, 'overrated' means something's not as good as people say.

آنها را با هم قرار دهید، 'اغراق‌آمیز' به این معنی است که چیزی به خوبی آنچه مردم می‌گویند نیست.

منبع: Learn English by following hot topics.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید