overrated

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈreɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را بیش از حد ارزیابی کردن کیفیت یا توانایی آن

عبارات و ترکیب‌ها

overrated movie

فیلم دست بالا گرفته

overrated book

کتاب دست بالا گرفته

overrated song

آهنگ دست بالا گرفته

overrated actor

بازیگر دست بالا گرفته

overrated game

بازی دست بالا گرفته

overrated restaurant

رستوران دست بالا گرفته

overrated trend

روند دست بالا گرفته

overrated brand

برند دست بالا گرفته

overrated place

محل دست بالا گرفته

overrated celebrity

سلبریتی دست بالا گرفته

جملات نمونه

many people believe that the movie is overrated.

بسیاری از مردم معتقدند که فیلم اغراق‌آمیز است.

some critics argue that the restaurant is overrated.

برخی از منتقدان استدلال می‌کنند که رستوران اغراق‌آمیز است.

he thinks that the band's latest album is overrated.

او فکر می‌کند که آخرین آلبوم گروه اغراق‌آمیز است.

in my opinion, social media is overrated.

به نظر من، رسانه‌های اجتماعی اغراق‌آمیز هستند.

many athletes feel that their achievements are often overrated.

بسیاری از ورزشکاران احساس می‌کنند که دستاوردهایشان اغلب اغراق‌آمیز است.

she believes that the hype around the celebrity is overrated.

او معتقد است که هیاهوی پیرامون سلبریتی اغراق‌آمیز است.

some people say that the vacation destination is overrated.

برخی از مردم می‌گویند که مقصد تعطیلات اغراق‌آمیز است.

he finds the concept of fame to be overrated.

او مفهوم شهرت را اغراق‌آمیز می‌داند.

many believe that the awards show is overrated.

بسیاری معتقدند که برنامه اهدای جوایز اغراق‌آمیز است.

she thinks that the book is overrated in literary circles.

او فکر می‌کند که کتاب در محافل ادبی اغراق‌آمیز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید