overreacted to
واکنش نشان دادند
overreacted badly
به شدت واکنش نشان دادند
overreacted again
باز هم واکنش نشان دادند
overreacted quickly
سریع واکنش نشان دادند
overreacted unnecessarily
به طور غیرضروری واکنش نشان دادند
overreacted emotionally
با احساسات شدید واکنش نشان دادند
overreacted slightly
کمی واکنش نشان دادند
overreacted publicly
به صورت علنی واکنش نشان دادند
overreacted often
اغراقاً واکنش نشان دادند
overreacted inappropriately
به شکل نامناسب واکنش نشان دادند
she overreacted to the criticism from her boss.
او نسبت به انتقاد از طرف رئیسش واکنش نشان داد.
he tends to overreact in stressful situations.
او معمولاً در شرایط استرسزا واکنش نشان میدهد.
they overreacted to the minor incident at work.
آنها نسبت به حادثه جزئی در محل کار واکنش نشان دادند.
it's common to overreact when you're tired.
وقتی خسته هستید، واکنش نشان دادن یک امر رایج است.
she realized she had overreacted during the argument.
او متوجه شد که در طول بحث واکنش نشان داده است.
don't overreact; it's not as bad as it seems.
واکنش نشان ندهید؛ آنقدرها هم بد نیست.
his friends told him he overreacted to the news.
دوستانش به او گفتند که نسبت به این خبر واکنش نشان داده است.
she often overreacts to small problems.
او اغلب نسبت به مشکلات کوچک واکنش نشان میدهد.
we shouldn't overreact to every little thing.
نباید نسبت به هر چیز کوچکی واکنش نشان دهیم.
he apologized after he realized he had overreacted.
او پس از اینکه متوجه شد واکنش نشان داده است، عذرخواهی کرد.
overreacted to
واکنش نشان دادند
overreacted badly
به شدت واکنش نشان دادند
overreacted again
باز هم واکنش نشان دادند
overreacted quickly
سریع واکنش نشان دادند
overreacted unnecessarily
به طور غیرضروری واکنش نشان دادند
overreacted emotionally
با احساسات شدید واکنش نشان دادند
overreacted slightly
کمی واکنش نشان دادند
overreacted publicly
به صورت علنی واکنش نشان دادند
overreacted often
اغراقاً واکنش نشان دادند
overreacted inappropriately
به شکل نامناسب واکنش نشان دادند
she overreacted to the criticism from her boss.
او نسبت به انتقاد از طرف رئیسش واکنش نشان داد.
he tends to overreact in stressful situations.
او معمولاً در شرایط استرسزا واکنش نشان میدهد.
they overreacted to the minor incident at work.
آنها نسبت به حادثه جزئی در محل کار واکنش نشان دادند.
it's common to overreact when you're tired.
وقتی خسته هستید، واکنش نشان دادن یک امر رایج است.
she realized she had overreacted during the argument.
او متوجه شد که در طول بحث واکنش نشان داده است.
don't overreact; it's not as bad as it seems.
واکنش نشان ندهید؛ آنقدرها هم بد نیست.
his friends told him he overreacted to the news.
دوستانش به او گفتند که نسبت به این خبر واکنش نشان داده است.
she often overreacts to small problems.
او اغلب نسبت به مشکلات کوچک واکنش نشان میدهد.
we shouldn't overreact to every little thing.
نباید نسبت به هر چیز کوچکی واکنش نشان دهیم.
he apologized after he realized he had overreacted.
او پس از اینکه متوجه شد واکنش نشان داده است، عذرخواهی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید