oversaturation

[ایالات متحده]/[ˌəʊvərˈsætʃʊərən]/
[بریتانیا]/[ˌoʊvərˈsætʃʊərən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت اشباع بیش از حد؛ غلظت بیش از حد یک ماده در یک محلول؛ حالتی که فرد غرق یا بیش از حد تحریک شده است؛ در بازاریابی، وضعیتی که بازار مملو از یک محصول است.
adj. به شدت اشباع شده.

عبارات و ترکیب‌ها

oversaturation risk

خطر اشباع

prevent oversaturation

جلوگیری از اشباع

oversaturation point

نقطه اشباع

avoiding oversaturation

اجتناب از اشباع

market oversaturation

اشباع بازار

oversaturation levels

سطح اشباع

causing oversaturation

ایجاد اشباع

oversaturation effect

اثر اشباع

oversaturation leads

اشباع منجر می‌شود

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید