| شکل سوم شخص مفرد | oversews |
| صفت یا فعل حال استمراری | oversewing |
| زمان گذشته | oversewed |
| قسمت سوم فعل | oversewn |
oversew seam
دوخت به هم زدن
oversew edge
دوخت لبه
oversew stitch
دوخت به هم
oversew fabric
دوخت پارچه
oversew hem
دوخت حاشیه
oversew layer
دوخت لایه
oversew pattern
دوخت طرح
oversew thread
دوخت نخ
oversew piece
دوخت قطعه
oversew detail
دوخت جزئیات
she decided to oversew the edges of the fabric for extra durability.
او تصمیم گرفت لبههای پارچه را برای افزایش دوام، دوختکاری کند.
he learned how to oversew after watching a tutorial online.
او پس از تماشای یک آموزش آنلاین یاد گرفت که چگونه دوختکاری کند.
the tailor suggested to oversew the seams to prevent fraying.
خیاط پیشنهاد کرد تا از دوختکاری برای جلوگیری از پاره شدن درزها استفاده شود.
oversewing is a technique often used in garment construction.
دوختکاری یک تکنیک است که اغلب در ساخت لباس استفاده میشود.
to ensure quality, always oversew the critical areas.
برای اطمینان از کیفیت، همیشه قسمتهای مهم را دوختکاری کنید.
she chose to oversew the patch onto her jeans for a unique look.
او تصمیم گرفت وصله را به شلوار جین خود برای داشتن ظاهری خاص، دوختکاری کند.
after the first wash, i noticed i needed to oversew the hem again.
پس از شستشوی اول، متوجه شدم که دوباره نیاز به دوختکاری حاشیه دارم.
he prefers to oversew by hand for more control over the stitching.
او ترجیح میدهد به صورت دستی دوختکاری کند تا کنترل بیشتری بر روی دوخت داشته باشد.
oversewing can be a time-consuming process, but it's worth it.
دوختکاری میتواند یک فرآیند زمانبر باشد، اما ارزشش را دارد.
many sewing machines have a special feature for oversewing.
بسیاری از ماشینهای خیاطی دارای ویژگی خاصی برای دوختکاری هستند.
oversew seam
دوخت به هم زدن
oversew edge
دوخت لبه
oversew stitch
دوخت به هم
oversew fabric
دوخت پارچه
oversew hem
دوخت حاشیه
oversew layer
دوخت لایه
oversew pattern
دوخت طرح
oversew thread
دوخت نخ
oversew piece
دوخت قطعه
oversew detail
دوخت جزئیات
she decided to oversew the edges of the fabric for extra durability.
او تصمیم گرفت لبههای پارچه را برای افزایش دوام، دوختکاری کند.
he learned how to oversew after watching a tutorial online.
او پس از تماشای یک آموزش آنلاین یاد گرفت که چگونه دوختکاری کند.
the tailor suggested to oversew the seams to prevent fraying.
خیاط پیشنهاد کرد تا از دوختکاری برای جلوگیری از پاره شدن درزها استفاده شود.
oversewing is a technique often used in garment construction.
دوختکاری یک تکنیک است که اغلب در ساخت لباس استفاده میشود.
to ensure quality, always oversew the critical areas.
برای اطمینان از کیفیت، همیشه قسمتهای مهم را دوختکاری کنید.
she chose to oversew the patch onto her jeans for a unique look.
او تصمیم گرفت وصله را به شلوار جین خود برای داشتن ظاهری خاص، دوختکاری کند.
after the first wash, i noticed i needed to oversew the hem again.
پس از شستشوی اول، متوجه شدم که دوباره نیاز به دوختکاری حاشیه دارم.
he prefers to oversew by hand for more control over the stitching.
او ترجیح میدهد به صورت دستی دوختکاری کند تا کنترل بیشتری بر روی دوخت داشته باشد.
oversewing can be a time-consuming process, but it's worth it.
دوختکاری میتواند یک فرآیند زمانبر باشد، اما ارزشش را دارد.
many sewing machines have a special feature for oversewing.
بسیاری از ماشینهای خیاطی دارای ویژگی خاصی برای دوختکاری هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید