overshoe

[ایالات متحده]/ˈəʊvəʃuː/
[بریتانیا]/ˈoʊvərʃuː/

ترجمه

n. کفشی که بر روی کفش دیگر برای حفاظت پوشیده می‌شود
Word Forms
جمعovershoes

عبارات و ترکیب‌ها

overshoe cover

روکش کفش

overshoe size

اندازه کفش

overshoe type

نوع کفش

overshoe material

جنس کفش

overshoe design

طراحی کفش

overshoe protection

محافظت کفش

overshoe fitting

اندازه گیری کفش

overshoe usage

نحوه استفاده از کفش

overshoe maintenance

نگهداری کفش

overshoe features

ویژگی های کفش

جملات نمونه

she wore overshoes to keep her feet dry in the rain.

او برای خشک نگه داشتن پاهایش در باران، چکمه‌های رویی پوشید.

overshoes are essential for walking in muddy conditions.

چکمه‌های رویی برای راه رفتن در شرایط گل آلود ضروری هستند.

he bought a new pair of overshoes for the winter.

او یک جفت چکمه رویی جدید برای زمستان خرید.

make sure to wear overshoes when you go outside after the snow.

مطمئن شوید که بعد از برف به بیرون می‌روید، چکمه‌های رویی بپوشید.

overshoes can protect your regular shoes from getting wet.

چکمه‌های رویی می‌توانند از خیس شدن کفش‌های معمولی شما جلوگیری کنند.

she slipped on her overshoes before stepping into the puddle.

او قبل از قدم گذاشتن در کنار برکه، چکمه‌های رویی خود را پوشید.

these overshoes are designed to fit over any type of footwear.

این چکمه‌های رویی برای پوشیدن روی هر نوع کفش طراحی شده‌اند.

he always keeps a pair of overshoes in his car for emergencies.

او همیشه یک جفت چکمه رویی را برای مواقع اضطراری در ماشین خود نگه می‌دارد.

overshoes can be very useful during heavy rainfall.

چکمه‌های رویی می‌توانند در هنگام باران شدید بسیار مفید باشند.

she prefers to wear overshoes instead of waterproof boots.

او ترجیح می‌دهد به جای چکمه‌های ضد آب، چکمه‌های رویی بپوشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید