spats

[ایالات متحده]/spæt/
[بریتانیا]/spæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تخم کوچک از صدف؛ یک صدف کوچک؛ یک دعوا؛ یک سیلی
vi. دعوا کردن؛ سیلی زدن
v. دعوا کردن داشته باشد

جملات نمونه

spat out an insult.

فضایی به ناحق گفت.

He spat into the river.

او در رودخانه تف کرد.

Todd spat in Hugh's face.

تاد به صورت هیو تف کرد.

she spat abuse at the jury.

او با خشم و نفرت به سمت هیئت منصفه تف کرد.

spat out the watermelon seeds.

دانه‌های هندوانه را بیرون انداخت.

the baby spat out its porridge.

بچه فرنی‌اش را بیرون انداخت.

the fire suddenly crackled and spat sparks.

ناگهان آتش خش خش کرد و جرقه زد.

Kirov spat, his patience suddenly exhausted.

کی‌روف تف کرد، صبرش ناگهان تمام شده بود.

he hawked and spat into the flames.

او سرفه کرد و به داخل آتش‌ها تف کرد.

The child spat out its food.

بچه غذايش را بيرون انداخت.

He took a little cake and spat it out.

او یک کیک کوچک برداشت و آن را بیرون انداخت.

He spat out angry words at his tormentors.

او کلمات خشمگین را به سمت آزاردهندگانش تف کرد.

"If I see you here again,I'll kill you"He spat the words out venomously.

«اگر دوباره اینجا ببینی‌ات، تو را می‌کشم.» او این کلمات را با نفرت بیرون انداخت.

The boy spat out the pill after eating off its sugar coating.

پسر قرص را بعد از خوردن پوشش شکر آن بیرون انداخت.

She surveyed him coldly with eyes that spat venom.

او با چشمانی که نفرت می‌ریخت، او را با نگاه سرد بررسی کرد.

Compared with the D-larvae and the umbo-larvae, the densities of the post larvae and the settled spats show rapid reductions at the end of the development process.

در مقایسه با لاروهای D و لاروهای امبو، چگالی لاروهای پس و اسپت‌های استقرار یافته نشان‌دهنده کاهش سریع در پایان فرآیند توسعه است.

Be in about the Old Stone Age before 5000, when primitive is using dress of spicula tailor hide, also tailor hide shoe, spats of in order to, quest.

در مورد دوران پارینه سنگی قبل از 5000، زمانی که مردمان اولیه از لباس‌های ساخته شده از پوست و چرم، و همچنین کفش‌های چرمی و اسپت‌ها برای جستجو استفاده می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

" He spat at you, " said Harry.

او به شما تف کرد، هری گفت.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

It's the latest spat in the European Union over migration.

این آخرین تنش در اتحادیه اروپا در مورد مهاجرت است.

منبع: PBS English News

" Turn out your pockets, Potter! " he spat suddenly.

جیب‌هایت را بیرون بیاور، پاتر! او ناگهان تف کرد.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

That was not always true, as Isaac Newton's spats with his peers showed.

این همیشه درست نبود، همانطور که تنش های نیوتن با همتایانش نشان داد.

منبع: The Economist (Summary)

Business investment and confidence have suffered under Mr. Trump's trade spats and tariffs.

سرمایه گذاری و اعتماد کسب و کار تحت تنش های تجاری و تعرفه های آقای ترامپ آسیب دیده است.

منبع: New York Times

" Finders keepers, " he spat at Ove.

مال با صاحب، او به اووه تف کرد.

منبع: A man named Ove decides to die.

" Nothing! " spat Filch, his jowls quivering unpleasantly.

هیچی! فیلچ تف کرد، گونه هایش ناخوشایند می لرزید.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

Our spat will start early this month.

تنش ما اوایل این ماه شروع خواهد شد.

منبع: Friends Season 6

" We can talk later, Karkaroff! " spat Snape.

ما می توانیم بعداً صحبت کنیم، کارکاروف! اسنیپ تف کرد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Archie grunted and spat on the floor.

آچی غرغر کرد و روی زمین تف کرد.

منبع: Gone with the Wind

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید