oversimplifications

[ایالات متحده]/[ˌəʊvərˈsɪmplɪfɪkʃənz]/
[بریتانیا]/[ˌoʊvərˈsɪmplɪfɪkʃənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ساده کردن بیش از حد چیزی؛ یک ساده سازی که بیش از حد است.
n. pl. نمونه‌های ساده کردن بیش از حد.

عبارات و ترکیب‌ها

avoid oversimplifications

تکیه بر ساده سازی‌های بیش از حد

oversimplification risks

ریسک‌های ساده سازی‌های بیش از حد

reducing oversimplifications

کاهش ساده سازی‌های بیش از حد

despite oversimplifications

با وجود ساده سازی‌های بیش از حد

oversimplifications abound

ساده سازی‌های بیش از حد فراوان است

highlighting oversimplifications

强조 کردن ساده سازی‌های بیش از حد

addressing oversimplifications

مقابله با ساده سازی‌های بیش از حد

oversimplification problem

مشکل ساده سازی‌های بیش از حد

recognizing oversimplifications

شناسایی ساده سازی‌های بیش از حد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید