| جمع | overspills |
deal with overspill
رسیدگی به سرریز
an overspill of milk.
سرریز شیر
Some flooding from that overspill results—but not as much as if the spill were allowed to erode and destroy the levee itself.
برخی از سیل از آن سرریز - اما نه به اندازه ای که اگر اجازه داده شود سرریز فرسوده و خود سد را تخریب کند.
deal with overspill
رسیدگی به سرریز
an overspill of milk.
سرریز شیر
Some flooding from that overspill results—but not as much as if the spill were allowed to erode and destroy the levee itself.
برخی از سیل از آن سرریز - اما نه به اندازه ای که اگر اجازه داده شود سرریز فرسوده و خود سد را تخریب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید