overspill

[ایالات متحده]/ˈəuvəspil/
[بریتانیا]/'ovɚspɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد ریخته شده یا اضافی، جمعیت مازاد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

deal with overspill

رسیدگی به سرریز

جملات نمونه

an overspill of milk.

سرریز شیر

Some flooding from that overspill results—but not as much as if the spill were allowed to erode and destroy the levee itself.

برخی از سیل از آن سرریز - اما نه به اندازه ای که اگر اجازه داده شود سرریز فرسوده و خود سد را تخریب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید