overstating

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈsteɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈsteɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بزرگ‌نمایی چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

overstating the facts

بزرگ‌نمایی واقعیت‌ها

overstating the risks

بزرگ‌نمایی خطرات

overstating the benefits

بزرگ‌نمایی مزایا

overstating the impact

بزرگ‌نمایی تاثیر

overstating the problem

بزرگ‌نمایی مشکل

overstating the importance

بزرگ‌نمایی اهمیت

overstating the truth

بزرگ‌نمایی حقیقت

overstating the situation

بزرگ‌نمایی وضعیت

overstating expectations

بزرگ‌نمایی انتظارات

overstating achievements

بزرگ‌نمایی دستاوردها

جملات نمونه

he is overstating the importance of that meeting.

او اهمیت آن جلسه را اغراق می‌کند.

don't overstate your achievements in the interview.

در مصاحبه دستاوردهای خود را اغراق نکنید.

she tends to overstate her knowledge on the subject.

او معمولاً دانش خود را در مورد موضوع اغراق می‌کند.

overstating the risks could lead to unnecessary panic.

اغراق در مورد خطرات می‌تواند منجر به ایجاد وحشت غیرضروری شود.

he was accused of overstating the benefits of the product.

اتهام داده شد که او مزایای محصول را اغراق کرده است.

the report is criticized for overstating the data.

گزارش به خاطر اغراق در داده‌ها مورد انتقاد قرار گرفته است.

overstating the facts can damage your credibility.

اغراق در حقایق می‌تواند اعتبار شما را خدشه‌دار کند.

she is known for overstating her role in the project.

او به خاطر اغراق در نقش خود در پروژه شناخته شده است.

he often finds himself overstating his opinions.

او اغلب متوجه می‌شود که نظرات خود را اغراق می‌کند.

overstating the timeline can lead to unrealistic expectations.

اغراق در جدول زمانی می‌تواند منجر به ایجاد انتظارات غیرواقعی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید