overstretched

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈstrɛtʃt/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈstrɛtʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از حد فراتر رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

overstretched resources

منابع بیش از حد درگیر

overstretched staff

پرسنل بیش از حد درگیر

overstretched budget

بودجه بیش از حد درگیر

overstretched limits

محدودیت‌های بیش از حد

overstretched capacity

ظرفیت بیش از حد درگیر

overstretched schedule

برنامه زمانی بیش از حد درگیر

overstretched team

تیم بیش از حد درگیر

overstretched service

خدمات بیش از حد درگیر

overstretched obligations

وظایف بیش از حد

overstretched time

زمان بیش از حد درگیر

جملات نمونه

the company has become overstretched with too many projects.

شرکت به دلیل پروژه‌های بیش از حد، دچار کشیدگی و فرسودگی شده است.

his resources were overstretched, leading to burnout.

منابع او بیش از حد کشیده شده بود که منجر به فرسودگی می‌شد.

overstretched budgets can cause financial problems.

بودجه‌های بیش از حد می‌توانند باعث مشکلات مالی شوند.

the team felt overstretched during the busy season.

تیم در طول فصل شلوغ احساس کشیدگی می‌کرد.

they realized they had overstretched their capabilities.

آنها متوجه شدند که توانایی‌های خود را بیش از حد کش داده‌اند.

overstretched schedules can lead to mistakes.

برنامه‌های بیش از حد می‌تواند منجر به اشتباه شود.

she felt overstretched trying to balance work and family.

او احساس می‌کرد در حالی که سعی می‌کرد کار و خانواده را متعادل کند، بیش از حد تحت فشار است.

the project was overstretched and required more time.

پروژه بیش از حد طولانی بود و به زمان بیشتری نیاز داشت.

overstretched staff can affect overall productivity.

پرسنل بیش از حد می‌تواند بر بهره‌وری کلی تأثیر بگذارد.

they had to cut back after realizing they were overstretched.

آنها مجبور شدند پس از متوجه شدن اینکه بیش از حد تحت فشار هستند، کاهش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید