overworking

[ایالات متحده]/əʊvəˈwɜːkɪŋ/
[بریتانیا]/oʊvərˈwɜrkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل بیش از حد کار کردن یا برای مدت طولانی؛ سوء استفاده کردن (کلمات و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

overworking employees

اضافه کاری زیاد کارکنان

overworking hours

اضافه کاری زیاد ساعات

overworking oneself

اضافه کاری زیاد خود

overworking staff

اضافه کاری زیاد پرسنل

overworking risks

خطرات اضافه کاری زیاد

overworking culture

فرهنگ اضافه کاری زیاد

overworking situation

وضعیت اضافه کاری زیاد

overworking causes

علت های اضافه کاری زیاد

overworking effects

اثرات اضافه کاری زیاد

overworking solutions

راه حل های اضافه کاری زیاد

جملات نمونه

overworking can lead to serious health issues.

اضافه کار کردن می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

many employees are suffering from overworking.

بسیاری از کارمندان از اضافه کار کردن رنج می‌برند.

she realized that overworking was affecting her family life.

او متوجه شد که اضافه کار کردن بر زندگی خانوادگی‌اش تأثیر می‌گذارد.

overworking often results in burnout.

اضافه کار کردن اغلب منجر به فرسودگی می‌شود.

he decided to take a break to avoid overworking.

او تصمیم گرفت استراحت کند تا از اضافه کار کردن جلوگیری کند.

overworking can decrease productivity in the long run.

اضافه کار کردن می‌تواند بهره‌وری را در درازمدت کاهش دهد.

it's important to recognize the signs of overworking.

تشخیص علائم اضافه کار کردن مهم است.

overworking is a common issue in today's fast-paced world.

اضافه کار کردن یک مشکل رایج در دنیای سریع امروز است.

employers should encourage work-life balance to prevent overworking.

کارفرمایان باید تعادل بین کار و زندگی را تشویق کنند تا از اضافه کار کردن جلوگیری کنند.

she has been overworking herself for weeks.

او برای هفته‌ها خود را اضافه کار کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید