ovulates

[ایالات متحده]/ˈəʊvjʊleɪts/
[بریتانیا]/ˈoʊvjuleɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آزاد کردن تخمک‌ها از تخمدان‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

ovulates monthly

به صورت ماهانه تخمک‌گذاری می‌کند

ovulates regularly

به طور منظم تخمک‌گذاری می‌کند

ovulates during

در حین تخمک‌گذاری

ovulates early

زود تخمک‌گذاری می‌کند

ovulates late

دیر تخمک‌گذاری می‌کند

ovulates naturally

به طور طبیعی تخمک‌گذاری می‌کند

ovulates consistently

به طور مداوم تخمک‌گذاری می‌کند

ovulates successfully

با موفقیت تخمک‌گذاری می‌کند

ovulates frequently

به طور مکرر تخمک‌گذاری می‌کند

ovulates at night

در شب تخمک‌گذاری می‌کند

جملات نمونه

the female rabbit ovulates several times a year.

خرس خانه ماده چندین بار در سال تخمک گذاری می کند.

a woman typically ovulates once a month.

یک زن معمولاً یک بار در ماه تخمک گذاری می کند.

understanding when she ovulates can help with family planning.

درک زمان تخمک گذاری او می تواند به برنامه ریزی خانواده کمک کند.

ovulates during the menstrual cycle is crucial for fertility.

تخمک گذاری در طول چرخه قاعدگی برای باروری بسیار مهم است.

some women may not ovulate regularly.

برخی از زنان ممکن است به طور منظم تخمک گذاری نکنند.

ovulates can be influenced by stress and lifestyle.

تخمک گذاری می تواند تحت تأثیر استرس و سبک زندگی قرار گیرد.

doctors often check if a woman ovulates during fertility tests.

پزشکان اغلب بررسی می کنند که آیا یک زن در طول آزمایش باروری تخمک گذاری می کند.

some medications can help women who do not ovulate.

برخی از داروها می توانند به کمک زنان غیر تخمک گذار کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید