oxter pain
درد زیر بغل
oxter area
ناحیه زیر بغل
oxter hair
موهای زیر بغل
oxter sweat
عرق زیر بغل
oxter infection
عفونت زیر بغل
oxter fold
چین زیر بغل
oxter lymph
لمفا زیر بغل
oxter muscle
عضله زیر بغل
oxter region
منطقه زیر بغل
oxter bruise
کبودی زیر بغل
he tucked his phone in his oxter.
او تلفن خود را در زیر بغل خود قرار داد.
she carried the heavy bag under her oxter.
او کیسه سنگین را زیر بغلش حمل کرد.
he felt a chill in his oxter from the cold wind.
او از باد سرد در زیر بغلش احساس سرما کرد.
she adjusted her shirt to avoid chafing in her oxter.
او پیراهنش را مرتب کرد تا از ساییدگی در زیر بغلش جلوگیری کند.
he raised his arm, exposing his oxter.
او دستش را بالا برد و زیر بغلش را نمایان کرد.
she found a small note tucked in her oxter.
او یک یادداشت کوچک را در زیر بغلش پیدا کرد.
the doctor examined the rash in his oxter.
پزشک بثورات پوستی را در زیر بغل او معاینه کرد.
he often carries his keys in his oxter for easy access.
او اغلب کلیدهای خود را در زیر بغلش برای دسترسی آسان حمل می کند.
she applied deodorant to her oxter before the meeting.
او قبل از جلسه دئودورانت را روی زیر بغلش استفاده کرد.
he discovered a hidden talent while resting his oxter on the table.
او در حالی که زیر بغلش را روی میز قرار داده بود، استعداد پنهانی را کشف کرد.
oxter pain
درد زیر بغل
oxter area
ناحیه زیر بغل
oxter hair
موهای زیر بغل
oxter sweat
عرق زیر بغل
oxter infection
عفونت زیر بغل
oxter fold
چین زیر بغل
oxter lymph
لمفا زیر بغل
oxter muscle
عضله زیر بغل
oxter region
منطقه زیر بغل
oxter bruise
کبودی زیر بغل
he tucked his phone in his oxter.
او تلفن خود را در زیر بغل خود قرار داد.
she carried the heavy bag under her oxter.
او کیسه سنگین را زیر بغلش حمل کرد.
he felt a chill in his oxter from the cold wind.
او از باد سرد در زیر بغلش احساس سرما کرد.
she adjusted her shirt to avoid chafing in her oxter.
او پیراهنش را مرتب کرد تا از ساییدگی در زیر بغلش جلوگیری کند.
he raised his arm, exposing his oxter.
او دستش را بالا برد و زیر بغلش را نمایان کرد.
she found a small note tucked in her oxter.
او یک یادداشت کوچک را در زیر بغلش پیدا کرد.
the doctor examined the rash in his oxter.
پزشک بثورات پوستی را در زیر بغل او معاینه کرد.
he often carries his keys in his oxter for easy access.
او اغلب کلیدهای خود را در زیر بغلش برای دسترسی آسان حمل می کند.
she applied deodorant to her oxter before the meeting.
او قبل از جلسه دئودورانت را روی زیر بغلش استفاده کرد.
he discovered a hidden talent while resting his oxter on the table.
او در حالی که زیر بغلش را روی میز قرار داده بود، استعداد پنهانی را کشف کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید