| جمع | packrats |
a packrat
پاکریت
packrat tendencies
خصلتهای پاکریت
like a packrat
مانند یک پاکریت
being a packrat
بودن یک پاکریت
packrat's hoard
مجمع پاکریت
called a packrat
به عنوان یک پاکریت خوانده میشود
packrats collect
پاکریتها جمع میکنند
packrat life
زندگی پاکریت
is a packrat
یک پاکریت است
packrat behavior
رفتار پاکریت
my grandpa is a notorious packrat, hoarding newspapers and old tools.
پدربزرگ من یک پاکریت مشهور است که روزنامهها و ابزارهای قدیمی را جمع میکند.
she's a serious packrat; her apartment is overflowing with belongings.
او یک پاکریت جدی است؛ اتاق اداری او از چیزهای زیادی پر شده است.
he's a classic packrat, never throwing anything away.
او یک پاکریت کلاسیک است، هرگز چیزی را نمیریزد.
despite warnings, the packrat continued to accumulate junk in the garage.
هر چند که هشدار داده شده بود، پاکریت ادامه داد که چیزهای زائد را در گاراژ جمع میکند.
the packrat's collection of vintage records filled an entire room.
جمعآوری گریویهای قدیمی پاکریت تمام یک اتاق را پر کرد.
we jokingly called him a packrat because of his overflowing storage unit.
ما با خندهای به او پاکریت گفتهایم به دلیل اینکه انبار او پر از چیزهای زیادی است.
being a packrat runs in the family; my aunt is one too.
بودن یک پاکریت در خانواده ارثی است؛ خواهرم هم یکی است.
the packrat meticulously organized his collection of bottle caps.
پاکریت با دقت تمام جمعآوری پرکنندههای بطریاش را سازماندهی کرد.
moving was difficult for the packrat, having to part with so many possessions.
برای پاکریت تغییر محل سکونت دشوار بود، چون باید از این مقدار مالهایش جدا شود.
he's a harmless packrat, just passionate about collecting antiques.
او یک پاکریت بیخطر است، فقط عاشق جمعآوری اثرهای قدیمی است.
the packrat's house was a testament to a lifetime of collecting.
خانه پاکریت گواهی بر یک عمر جمعآوری بود.
a packrat
پاکریت
packrat tendencies
خصلتهای پاکریت
like a packrat
مانند یک پاکریت
being a packrat
بودن یک پاکریت
packrat's hoard
مجمع پاکریت
called a packrat
به عنوان یک پاکریت خوانده میشود
packrats collect
پاکریتها جمع میکنند
packrat life
زندگی پاکریت
is a packrat
یک پاکریت است
packrat behavior
رفتار پاکریت
my grandpa is a notorious packrat, hoarding newspapers and old tools.
پدربزرگ من یک پاکریت مشهور است که روزنامهها و ابزارهای قدیمی را جمع میکند.
she's a serious packrat; her apartment is overflowing with belongings.
او یک پاکریت جدی است؛ اتاق اداری او از چیزهای زیادی پر شده است.
he's a classic packrat, never throwing anything away.
او یک پاکریت کلاسیک است، هرگز چیزی را نمیریزد.
despite warnings, the packrat continued to accumulate junk in the garage.
هر چند که هشدار داده شده بود، پاکریت ادامه داد که چیزهای زائد را در گاراژ جمع میکند.
the packrat's collection of vintage records filled an entire room.
جمعآوری گریویهای قدیمی پاکریت تمام یک اتاق را پر کرد.
we jokingly called him a packrat because of his overflowing storage unit.
ما با خندهای به او پاکریت گفتهایم به دلیل اینکه انبار او پر از چیزهای زیادی است.
being a packrat runs in the family; my aunt is one too.
بودن یک پاکریت در خانواده ارثی است؛ خواهرم هم یکی است.
the packrat meticulously organized his collection of bottle caps.
پاکریت با دقت تمام جمعآوری پرکنندههای بطریاش را سازماندهی کرد.
moving was difficult for the packrat, having to part with so many possessions.
برای پاکریت تغییر محل سکونت دشوار بود، چون باید از این مقدار مالهایش جدا شود.
he's a harmless packrat, just passionate about collecting antiques.
او یک پاکریت بیخطر است، فقط عاشق جمعآوری اثرهای قدیمی است.
the packrat's house was a testament to a lifetime of collecting.
خانه پاکریت گواهی بر یک عمر جمعآوری بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید