stuffing

[ایالات متحده]/'stʌfɪŋ/
[بریتانیا]/'stʌfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پر کردن، ماده بسته بندی، عایق

عبارات و ترکیب‌ها

Thanksgiving stuffing

غذای مخصوص روز شکرگزاری

Bread stuffing

غذای مخصوص نان

Turkey stuffing

غذای مخصوص گوشت بوقلمون

Sausage stuffing

غذای مخصوص سوسیس

Apple stuffing

غذای مخصوص سیب

stuffing box

جعبه مواد پرکننده

جملات نمونه

I love the stuffing in the Thanksgiving turkey.

من عاشق پودینگ در گوشت بوقلمون در روز تشکرگذاری هستم.

She made delicious stuffing for the roast chicken.

او پودینگ خوشمزه ای برای مرغ کبابی درست کرد.

The pillow stuffing was soft and fluffy.

پودینگ بالش نرم و پف دار بود.

He stuffed his pockets with candy.

او جیب هایش را با آبنبات پر کرد.

The chef stuffed the peppers with cheese and herbs.

سرآشپز فلفل ها را با پنیر و گیاهان پر کرد.

I prefer stuffing made with bread crumbs.

من ترجیح می دهم پودینگی که با خرده نان درست شده است.

She found the stuffing inside the teddy bear.

او پودینگ را داخل خرس عروسکی پیدا کرد.

The pillow had too much stuffing in it.

بالش بیش از حد پودینگ داشت.

They used sausage in the stuffing for the turkey.

آنها از سوسیس در پودینگ برای بوقلمون استفاده کردند.

The toy was stuffed with cotton.

اسباب بازی با پنبه پر شده بود.

نمونه‌های واقعی

Do you like the vegan stuffing?

آیا شما غذای گیاهی را دوست دارید؟

منبع: S03

I get up early on Christmas morning to make some stuffing.

من صبح زود در روز کریسمس از خواب بیدار می شوم تا غذای پرکننده درست کنم.

منبع: Grandpa and Grandma's English and American Pronunciation Class

What about you, Luke, do you like your mother's stuffing?

به نظر شما، لوک، آیا غذای پرکننده مادر شما را دوست دارید؟

منبع: S03

Wooden-box packaging and overall stuffing will protect our cargo from vibration and jarring.

بسته بندی جعبه چوبی و پر کردن کلی، بار ما را از ارتعاش و ضربه محافظت می کند.

منبع: A Brief Guide to Foreign Trade Conversations

So you saw me stuffing the turkey with stuffing — filling it with the mixture.

پس شما دیدید که من مرغ را با غذای پرکننده پر می کنم - آن را با مخلوط پر می کنم.

منبع: Grandpa and Grandma's English and American Pronunciation Class

" No idea, " said Sirius, still stuffing down bread.

"هیچ ایده ای ندارم،" گفت Sirius، هنوز در حال خوردن نان.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Hey, Barb. I got you the cranberries you wanted for the stuffing.

هی، بارب. من برای غذای پرکننده، کرن بری هایی که می خواستی را برات گرفتم.

منبع: Modern Family - Season 02

Some idiot keeps stuffing the trash chute with pizza boxes.

یک احمق مدام سطل زباله را با جعبه های پیتزا پر می کند.

منبع: Friends Season 6

Oh, that? You asked for stuffing.

اوه، آن؟ شما خواستید غذای پرکننده.

منبع: Super Girl Season 2 S02

This vegan stuffing is delicious, Amber.

این غذای گیاهی خوشمزه است، آمبر.

منبع: S03

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید