padlocking

[ایالات متحده]/ˈpædlɒkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpædlɑːkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قفل کردن با یک قفل پدالی

عبارات و ترکیب‌ها

padlocking gate

درگاه قفل‌دار

padlocking system

سیستم قفل‌دار

padlocking mechanism

مکانیزم قفل‌دار

padlocking device

دستگاه قفل‌دار

padlocking feature

ویژگی قفل‌دار

padlocking lock

قفل قفل‌دار

padlocking tool

ابزار قفل‌دار

padlocking cable

کابل قفل‌دار

padlocking chain

زنجیر قفل‌دار

padlocking security

امنیت قفل‌دار

جملات نمونه

padlocking the gate ensures better security.

قفل کردن دروازه امنیت بهتری را تضمین می‌کند.

he is padlocking his bike to prevent theft.

او دوچرخه خود را برای جلوگیری از سرقت قفل می‌کند.

they are padlocking the storage room after hours.

آنها اتاقک نگهداری را بعد از ساعات کاری قفل می‌کنند.

padlocking the shed keeps the tools safe.

قفل کردن انبار ابزارها را ایمن نگه می‌دارد.

she is padlocking her luggage for the trip.

او چمدان خود را برای سفر قفل می‌کند.

padlocking the fence prevents unwanted access.

قفل کردن حصار از دسترسی غیرمجاز جلوگیری می‌کند.

he forgot to padlock the garage door.

او فراموش کرد که درب گاراژ را قفل کند.

padlocking the entrance is a common practice.

قفل کردن ورودی یک عمل رایج است.

they recommend padlocking your valuables.

آنها توصیه می‌کنند وسایل باارزش خود را قفل کنید.

padlocking the bike rack is essential in the city.

قفل کردن نگهدارنده دوچرخه در شهر ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید