padlocked

[ایالات متحده]/'pədlɔk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

V. قفل شده با یک قفل، ایمن شده.
Word Forms
زمان گذشتهpadlocked

جملات نمونه

The gate was padlocked to prevent unauthorized entry.

دروازه برای جلوگیری از ورود غیرمجاز بسته شده بود.

He padlocked the shed to keep his tools safe.

او برای ایمن نگه داشتن ابزارهای خود، انبار را بسته کرد.

The suitcase was padlocked for security reasons.

برای اطمینان، چمدان بسته شده بود.

She padlocked her diary to keep her secrets safe.

او دفترچه خاطرات خود را بست تا رازهای خود را ایمن نگه دارد.

The locker was padlocked to prevent theft.

برای جلوگیری از سرقت، قفل کمد بسته شد.

The gate to the garden was padlocked at night.

دروازه باغ شب‌ها بسته بود.

He padlocked the gate and went on vacation.

او دروازه را بست و به تعطیلات رفت.

The bicycle was padlocked to the bike rack.

دوچرخه به نگهدارنده دوچرخه بسته شده بود.

The warehouse was padlocked after hours.

انبار بعد از ساعات کاری بسته شده بود.

She padlocked the box containing her valuables.

او جعبه حاوی وسایل قیمتی خود را بست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید