paet

[ایالات متحده]/peɪt/
[بریتانیا]/peɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هشت (کانتون)
شکل‌های واژه
جمعpaets

جملات نمونه

she plays an important part in the project.

او در این پروژه نقش مهمی دارد.

they decided to part ways after the meeting.

پس از جلسه، آنها تصمیم گرفتند از هم جدا شوند.

the novel is part of a trilogy.

این رمان بخشی از یک سه‌گانه است.

he took part in the competition last year.

او سال گذشته در این مسابقه شرکت کرد.

she has a small part in the play.

او در این نمایش نقش کوچکی دارد.

they parted with their old car.

آنها از ماشین قدیمی خود جدا شدند.

the report is part of the documentation.

این گزارش بخشی از مستندات است.

he felt part of the team.

او احساس می‌کرد که بخشی از تیم است.

she part the hair in the middle.

او موها را در وسط جدا می‌کند.

for the most part, the plan worked well.

به طور کلی، این برنامه خوب کار کرد.

they part on good terms.

آنها با روابط خوب از هم جدا شدند.

this is part and parcel of the job.

این بخشی از کار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید