paets

[ایالات متحده]/peɪts/
[بریتانیا]/peɪts/

ترجمه

n. (جمع) جمع paet; (دیالوگ اینترنتی) هشت

جملات نمونه

the human body has many different parts that work together.

بدن انسان دارای بسیاری از قطعات مختلفی است که با هم کار می کنند.

she knows all the spare parts for this machine.

او تمام قطعات پیش بینی شده برای این ماشین را می داند.

we need to break this project into smaller parts.

ما نیاز داریم این پروژه را به قطعات کوچکتر تقسیم کنیم.

the novel has three main parts.

این رمان سه بخش اصلی دارد.

these parts of the city are very quiet at night.

این بخش های شهر در شب بسیار آرام است.

he collects antique car parts.

او قطعات ماشین های باستانی جمع می کند.

the engine has many moving parts.

موتور دارای بسیاری از قطعات حرکتی است.

there are different parts of the brain that control memory.

بخش های مختلفی از مغز وجود دارد که حافظه را کنترل می کنند.

she plays parts in several theater productions.

او در چندین تولیدات تئاتر نقش بازی می کند.

the two parts of the book complement each other well.

دو بخش این کتاب به خوبی یکدیگر را مکمل می کنند.

we ordered the necessary parts online.

ما قطعات لازم را از طریق اینترنت سفارش دادیم.

he takes apart machines to understand how the parts work.

او ماشین ها را از هم می پارکند تا بفهمد قطعات چگونه کار می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید