paintball

[ایالات متحده]/ˈpeɪntbɔːl/
[بریتانیا]/ˈpeɪntbɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گلوله پر شده با رنگ که در بازی استفاده می‌شود؛ بازی شامل شلیک گلوله‌های رنگی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

paintball game

بازی пейнтбол

paintball marker

علامت‌گذاری пейнтбол

paintball field

زمین بازی пейнтбол

paintball team

تیم пейнтбол

paintball mask

ماسک пейнтбол

paintball tournament

تورنمنت пейнтбол

paintball gear

تجهیزات пейнтбол

paintball gun

تفنگ пейнтбол

paintball rules

قوانین пейнтбол

paintball sport

ورزش пейнтбол

جملات نمونه

we organized a paintball tournament last weekend.

ما یک تورنمنت پینتبال را در آخر هفته گذشته سازماندهی کردیم.

paintball is a great way to relieve stress.

پینتبال راهی عالی برای کاهش استرس است.

he bought new gear for paintballing.

او تجهیزات جدید برای بازی پینتبال خرید.

they went to a paintball arena for some fun.

آنها برای تفریح به یک زمین پینتبال رفتند.

paintball can be played indoors or outdoors.

پینتبال را می توان در داخل یا خارج از منزل بازی کرد.

she loves the adrenaline rush from paintball.

او از هیجان پینتبال لذت می برد.

team strategy is important in paintball matches.

استراتژی تیمی در مسابقات پینتبال مهم است.

we need to clean our paintball guns after use.

ما باید تفنگ های پینتبال خود را بعد از استفاده تمیز کنیم.

paintball games can last for several hours.

مسابقات پینتبال می توانند ساعت ها طول بکشند.

he is planning a paintball outing with friends.

او در حال برنامه ریزی یک سفر پینتبال با دوستان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید