palpating

[ایالات متحده]/ˈpælpeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpælpeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل معاینه یک قسمت از بدن با لمس

عبارات و ترکیب‌ها

palpating abdomen

لمس شکم

palpating pulse

لمس نبض

palpating lymph nodes

لمس غدد لنفاوی

palpating joints

لمس مفاصل

palpating chest

لمس قفسه سینه

palpating neck

لمس گردن

palpating back

لمس کمر

palpating thyroid

لمس تیروئید

جملات نمونه

the doctor is palpating the patient's abdomen for any abnormalities.

پزشک در حال لمس شکم بیمار برای بررسی هرگونه ناهنجاری است.

palpating the lymph nodes can help diagnose infections.

لمس غدد لنفاوی می‌تواند به تشخیص عفونت‌ها کمک کند.

she is palpating the muscle to assess for tension.

او عضله را برای ارزیابی کشیدگی لمس می‌کند.

the veterinarian is palpating the dog's abdomen to check for pain.

دامپزشک در حال لمس شکم سگ برای بررسی درد است.

palpating the wrist can reveal issues with the pulse.

لمس مچ دست می‌تواند مشکلات مربوط به نبض را نشان دهد.

during the exam, the nurse will be palpating your abdomen.

در طول معاینه، پرستار شکم شما را لمس خواهد کرد.

he is palpating the area to determine the extent of the injury.

او در حال لمس ناحیه برای تعیین میزان آسیب است.

palpating the spine helps identify any misalignments.

لمس ستون فقرات به شناسایی هرگونه عدم تراز کمک می‌کند.

she learned how to palpate the abdomen during her training.

او در طول آموزش خود یاد گرفت که چگونه شکم را لمس کند.

the therapist is palpating the shoulder to relieve tension.

فیزیوتراپ در حال لمس شانه‌ها برای رفع تنش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید