paltering

[ایالات متحده]/ˈpɔːltərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɔltərɪŋ/

ترجمه

v. چانه‌زنی یا تخفیف گرفتن; به طور مبهم صحبت کردن; به طور سطحی عمل کردن; به طور سبک یا به عنوان یک شوخی رفتار کردن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

paltering tactics

دام‌گذاری

paltering behavior

رفتار فریبکارانه

paltering strategy

استراتژی فریبکارانه

paltering approach

رویکرد فریبکارانه

paltering language

زبان فریبکارانه

paltering response

پاسخ فریبکارانه

paltering statement

اظهارات فریبکارانه

paltering remarks

نظرات فریبکارانه

paltering answers

پاسخ‌های فریبکارانه

paltering claims

ادعاهای فریبکارانه

جملات نمونه

paltering can often lead to misunderstandings in communication.

تظاهر کردن اغلب می‌تواند منجر به سوء تفاهم در ارتباطات شود.

he was accused of paltering during the negotiations.

او به تظاهر در طول مذاکرات متهم شد.

paltering is a common tactic in political debates.

تظاهر یک تاکتیک رایج در مناظرات سیاسی است.

she chose paltering instead of giving a direct answer.

او به جای دادن پاسخ مستقیم، تظاهر کرد.

paltering may seem harmless but can damage trust.

تظاهر ممکن است بی‌ضرر به نظر برسد، اما می‌تواند اعتماد را از بین ببرد.

the lawyer was skilled at paltering to protect his client.

وکیل در تظاهر برای محافظت از موکلش مهارت داشت.

in business, paltering can create a false sense of security.

در کسب و کار، تظاهر می‌تواند یک حس امنیت کاذب ایجاد کند.

people often resort to paltering when they feel cornered.

افراد اغلب در شرایطی که احساس می‌کنند در تنگنا قرار دارند، به تظاهر متوسل می‌شوند.

paltering can be a double-edged sword in negotiations.

تظاهر می‌تواند در مذاکرات یک شمشیر دولمنده باشد.

he realized that paltering was not the best approach.

او متوجه شد که تظاهر بهترین رویکرد نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید