palters

[ایالات متحده]/ˈpɔːltəz/
[بریتانیا]/ˈpɔltərz/

ترجمه

v. چانه‌زنی یا مذاکره کردن؛ به طور مبهم یا نامشخص صحبت یا عمل کردن؛ به طور سطحی یا بی‌توجه به چیزی رسیدگی کردن؛ به طور سبک یا بی‌اهمیت رفتار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

time palters

زمان تغییر می‌کند

truth palters

حقیقت تغییر می‌کند

life palters

زندگی تغییر می‌کند

reality palters

واقعیت تغییر می‌کند

fate palters

سرنوشت تغییر می‌کند

memory palters

حافظه تغییر می‌کند

hope palters

امید تغییر می‌کند

trust palters

اعتماد تغییر می‌کند

future palters

آینده تغییر می‌کند

faith palters

ایمان تغییر می‌کند

جملات نمونه

he often palters with the truth during negotiations.

او اغلب در طول مذاکرات با حقیقت بازی می‌کند.

she palters when asked about her plans for the future.

وقتی از برنامه‌هایش برای آینده سوال می‌شود، او بازی می‌کند.

don't palter with your promises; be honest.

با وعده‌های خود بازی نکنید؛ صادق باشید.

he tends to palter rather than give a straight answer.

او تمایل دارد به جای دادن پاسخ مستقیم بازی کند.

paltering can damage your reputation in business.

بازی کردن می‌تواند به شهرت شما در کسب و کار آسیب برساند.

it's better to be clear than to palter with details.

بهتر است واضح باشید تا با جزئیات بازی کنید.

he palters about his achievements to impress others.

او برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران در مورد دستاوردهای خود بازی می‌کند.

when confronted, she palters instead of defending herself.

وقتی مورد مواجهه قرار می‌گیرد، به جای دفاع از خود بازی می‌کند.

paltering can lead to misunderstandings in communication.

بازی کردن می‌تواند منجر به سوء تفاهم در ارتباطات شود.

he prefers to palter rather than admit his mistakes.

او ترجیح می‌دهد به جای اعتراف به اشتباهاتش بازی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید