time palters
زمان تغییر میکند
truth palters
حقیقت تغییر میکند
life palters
زندگی تغییر میکند
reality palters
واقعیت تغییر میکند
fate palters
سرنوشت تغییر میکند
memory palters
حافظه تغییر میکند
hope palters
امید تغییر میکند
trust palters
اعتماد تغییر میکند
future palters
آینده تغییر میکند
faith palters
ایمان تغییر میکند
he often palters with the truth during negotiations.
او اغلب در طول مذاکرات با حقیقت بازی میکند.
she palters when asked about her plans for the future.
وقتی از برنامههایش برای آینده سوال میشود، او بازی میکند.
don't palter with your promises; be honest.
با وعدههای خود بازی نکنید؛ صادق باشید.
he tends to palter rather than give a straight answer.
او تمایل دارد به جای دادن پاسخ مستقیم بازی کند.
paltering can damage your reputation in business.
بازی کردن میتواند به شهرت شما در کسب و کار آسیب برساند.
it's better to be clear than to palter with details.
بهتر است واضح باشید تا با جزئیات بازی کنید.
he palters about his achievements to impress others.
او برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران در مورد دستاوردهای خود بازی میکند.
when confronted, she palters instead of defending herself.
وقتی مورد مواجهه قرار میگیرد، به جای دفاع از خود بازی میکند.
paltering can lead to misunderstandings in communication.
بازی کردن میتواند منجر به سوء تفاهم در ارتباطات شود.
he prefers to palter rather than admit his mistakes.
او ترجیح میدهد به جای اعتراف به اشتباهاتش بازی کند.
time palters
زمان تغییر میکند
truth palters
حقیقت تغییر میکند
life palters
زندگی تغییر میکند
reality palters
واقعیت تغییر میکند
fate palters
سرنوشت تغییر میکند
memory palters
حافظه تغییر میکند
hope palters
امید تغییر میکند
trust palters
اعتماد تغییر میکند
future palters
آینده تغییر میکند
faith palters
ایمان تغییر میکند
he often palters with the truth during negotiations.
او اغلب در طول مذاکرات با حقیقت بازی میکند.
she palters when asked about her plans for the future.
وقتی از برنامههایش برای آینده سوال میشود، او بازی میکند.
don't palter with your promises; be honest.
با وعدههای خود بازی نکنید؛ صادق باشید.
he tends to palter rather than give a straight answer.
او تمایل دارد به جای دادن پاسخ مستقیم بازی کند.
paltering can damage your reputation in business.
بازی کردن میتواند به شهرت شما در کسب و کار آسیب برساند.
it's better to be clear than to palter with details.
بهتر است واضح باشید تا با جزئیات بازی کنید.
he palters about his achievements to impress others.
او برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران در مورد دستاوردهای خود بازی میکند.
when confronted, she palters instead of defending herself.
وقتی مورد مواجهه قرار میگیرد، به جای دفاع از خود بازی میکند.
paltering can lead to misunderstandings in communication.
بازی کردن میتواند منجر به سوء تفاهم در ارتباطات شود.
he prefers to palter rather than admit his mistakes.
او ترجیح میدهد به جای اعتراف به اشتباهاتش بازی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید