pandars

[ایالات متحده]/ˈpændəz/
[بریتانیا]/ˈpændərz/

ترجمه

n. صورت جمع پاندار؛ شخصی که روابط جنسی غیرقانونی را تنظیم یا تسهیل می‌کند؛ (فریب/استعاره) پاندا.

عبارات و ترکیب‌ها

the pandars

پاندارها

greedy pandars

پاندارهای کنجکاو

political pandars

پاندارهای سیاسی

pandars always

پاندارها همیشه

these pandars

این پاندارها

pandars like him

پاندارها مثل او

wealthy pandars

پاندارهای ثروتمند

جملات نمونه

the council decided to pandars the negotiations to ensure a fair outcome for all parties involved.

شورای تصمیم گرفت تا مذاکرات را به گونه‌ای تنظیم کند که نتیجه‌ای عادلانه برای تمامی طرف‌های مربوطه حاصل شود.

it is unethical for a lawyer to pandars a conflict of interest between their clients.

برای یک وکیل نااخلاقی است که بین مشتریانش یک تعارض مصالح را تنظیم کند.

the central bank chose to pandars the liquidity crisis to prevent a total market collapse.

بانک مرکزی تصمیم گرفت تا بحران مایلیت را تنظیم کند تا از سقوط کامل بازار جلوگیری شود.

diplomats often pandars tensions along the border to maintain peace in the region.

دیپلمات‌ها اغلب تنش‌های در کرانه مرزی را تنظیم می‌کنند تا صلح در منطقه حفظ شود.

he tried to pandars the criticism directed at his department by offering a public apology.

او سعی کرد با ارائه عذرخواهی عمومی، انتقاداتی که به بخشش اشاره می‌کرد را تنظیم کند.

the software is designed to pandars the integration process for new users.

این نرم‌افزار طراحی شده است تا فرآیند ادغام برای کاربران جدید را تنظیم کند.

mediators pandars disputes between landlords and tenants to avoid costly court cases.

میانجی‌گران تعارضات بین اجاره‌گرها و اجاره‌کنندگان را تنظیم می‌کنند تا از پرونده‌های قضایی گران‌قیمت جلوگیری شود.

the celebrity hired a publicist to pandars the scandal surrounding his recent behavior.

این ستاره یک رسانه‌گر را استخدام کرد تا اسکاندلی که اطراف رفتار اخیرش وجود دارد را تنظیم کند.

government intervention helped pandars the economic instability caused by the sudden tariff increase.

دخالت دولت به تنظیم ناپایداری اقتصادی که توسط افزایش ناگهانی مالیات ایجاد شده بود کمک کرد.

teachers often pandars the transition for students moving from elementary to middle school.

معلمان اغلب انتقال دانش‌آموزانی که از مدرسه ابتدایی به مدرسه متوسطه می‌روند را تنظیم می‌کنند.

the new policy aims to pandars the impact of inflation on low-income families.

سیاست جدید به منظور تنظیم تأثیر تورم بر خانواده‌های دارای درآمد پایین است.

they used a special lubricant to pandars the friction between the moving parts of the engine.

آن‌ها یک چربی ویژه را برای تنظیم اصطکاک بین قطعات متحرک موتور استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید