political panderer
سیاسیکار چاپهوس
media panderer
رسانهای چاپهوس
panderer to voters
چاپهوس رایدهندگان
panderer of opinions
چاپهوس نظرات
panderer for votes
چاپهوس برای رای
panderer of trends
چاپهوس روندها
panderer to critics
چاپهوس منتقدان
panderer of desires
چاپهوس خواستهها
panderer to audience
چاپهوس مخاطبان
panderer of ideals
چاپهوس آرمانها
he was labeled a panderer for his willingness to please anyone in power.
او به دلیل تمایل به خرسندی بخشیدن به هر کسی در قدرت، به عنوان یک چاپلوس برچسبگذاری شد.
the politician was seen as a panderer who only cared about votes.
سیاستمدان را به عنوان یک چاپلوس میدیدند که فقط به رای اهمیت میداد.
as a panderer, he often compromised his values for popularity.
به عنوان یک چاپلوس، او اغلب برای کسب محبوبیت ارزشهای خود را به خطر میانداخت.
critics called him a panderer for his empty promises.
منتقدان او را به دلیل وعدههای پوچش به عنوان یک چاپلوس معرفی کردند.
she refused to be a panderer in her art, choosing authenticity instead.
او از تبدیل شدن به یک چاپلوس در هنر خود امتناع کرد و به جای آن اصالت را انتخاب کرد.
the media accused the celebrity of being a panderer to her fanbase.
رسانهها بازیگر را به چاپلوسی با طرفدارانش متهم کردند.
his reputation as a panderer made it hard for him to earn trust.
شهرت او به عنوان یک چاپلوس باعث میشد به دست آوردن اعتماد برایش دشوار باشد.
being a panderer can lead to a loss of respect from peers.
چاپلوس بودن میتواند منجر به از دست دادن احترام از سوی همکاران شود.
many saw him as a panderer who would say anything to get ahead.
بسیاری او را به عنوان یک چاپلوس میدیدند که برای پیشرفت هر چیزی میگفت.
in the end, his panderer behavior backfired and led to his downfall.
در نهایت، رفتار چاپلوسانهاش به ضرر او تمام شد و منجر به سقوطش شد.
political panderer
سیاسیکار چاپهوس
media panderer
رسانهای چاپهوس
panderer to voters
چاپهوس رایدهندگان
panderer of opinions
چاپهوس نظرات
panderer for votes
چاپهوس برای رای
panderer of trends
چاپهوس روندها
panderer to critics
چاپهوس منتقدان
panderer of desires
چاپهوس خواستهها
panderer to audience
چاپهوس مخاطبان
panderer of ideals
چاپهوس آرمانها
he was labeled a panderer for his willingness to please anyone in power.
او به دلیل تمایل به خرسندی بخشیدن به هر کسی در قدرت، به عنوان یک چاپلوس برچسبگذاری شد.
the politician was seen as a panderer who only cared about votes.
سیاستمدان را به عنوان یک چاپلوس میدیدند که فقط به رای اهمیت میداد.
as a panderer, he often compromised his values for popularity.
به عنوان یک چاپلوس، او اغلب برای کسب محبوبیت ارزشهای خود را به خطر میانداخت.
critics called him a panderer for his empty promises.
منتقدان او را به دلیل وعدههای پوچش به عنوان یک چاپلوس معرفی کردند.
she refused to be a panderer in her art, choosing authenticity instead.
او از تبدیل شدن به یک چاپلوس در هنر خود امتناع کرد و به جای آن اصالت را انتخاب کرد.
the media accused the celebrity of being a panderer to her fanbase.
رسانهها بازیگر را به چاپلوسی با طرفدارانش متهم کردند.
his reputation as a panderer made it hard for him to earn trust.
شهرت او به عنوان یک چاپلوس باعث میشد به دست آوردن اعتماد برایش دشوار باشد.
being a panderer can lead to a loss of respect from peers.
چاپلوس بودن میتواند منجر به از دست دادن احترام از سوی همکاران شود.
many saw him as a panderer who would say anything to get ahead.
بسیاری او را به عنوان یک چاپلوس میدیدند که برای پیشرفت هر چیزی میگفت.
in the end, his panderer behavior backfired and led to his downfall.
در نهایت، رفتار چاپلوسانهاش به ضرر او تمام شد و منجر به سقوطش شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید