panelist

[ایالات متحده]/ˈpæn.əl.ɪst/
[بریتانیا]/ˈpæn.əl.ɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضو یک پانل یا گروه که درباره یک موضوع بحث می‌کند؛ شرکت‌کننده در یک بحث یا مناظره عمومی؛ رقابت‌کننده در یک مسابقه یا برنامه بازی

عبارات و ترکیب‌ها

expert panelist

داور متخصص

guest panelist

داور مهمان

panelist feedback

بازخورد داور

panelist discussion

بحث و گفتگو با داور

panelist role

نقش داور

panelist selection

انتخاب داور

panelist qualifications

صلاحيت‌های داور

panelist invitation

دعوت از داور

panelist criteria

معیارهای داور

panelist evaluation

ارزیابی داور

جملات نمونه

the panelist shared valuable insights during the discussion.

داور در طول بحث، دیدگاه‌های ارزشمندی را به اشتراک گذاشت.

each panelist brought a unique perspective to the topic.

هر داور دیدگاه منحصر به فردی را در مورد موضوع ارائه کرد.

the panelist answered questions from the audience with ease.

داور به راحتی به سوالات مخاطبان پاسخ داد.

as a panelist, she had to prepare thoroughly for the event.

به عنوان داور، او باید به طور کامل برای این رویداد آماده می‌شد.

the moderator introduced the panelist before the session started.

مدیر جلسه قبل از شروع جلسه، داور را معرفی کرد.

being a panelist requires strong communication skills.

داور بودن نیازمند مهارت‌های ارتباطی قوی است.

the panelist's expertise was evident in her responses.

تخصص داور در پاسخ‌های او آشکار بود.

panelist discussions often lead to innovative ideas.

بحث‌های داوران اغلب منجر به ایده‌های نوآورانه می‌شود.

the panelist's experience in the field was impressive.

تجربه داور در این زمینه بسیار چشمگیر بود.

after the session, the panelist engaged with the audience.

پس از جلسه، داور با مخاطبان تعامل داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید