pang

[ایالات متحده]/pæŋ/
[بریتانیا]/pæŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک درد یا اندوه ناگهانی و تیز
Word Forms
جمعpangs

عبارات و ترکیب‌ها

loud pang

ضربه‌ی شدید

sharp pang

ضربه‌ی تیز

heartfelt pang

ضربه‌ی جان‌سوز

pang of sorrow

ضربه‌ی اندوه

جملات نمونه

a sharp pang of jealousy.

حسادت شدید

the pangs of the toothache

دردهای دندان

the pangs of conscience

درد وجدان

the pangs of childbirth;

انقباضات دردناک زایمان;

She felt sudden pangs of regret.

او ناگهان دچار درد پشیمانی شد.

a pang of regret shot through her.

درد پشیمانی در وجود او نفوذ کرد.

Mungo felt a pang of shame at telling Alice a lie.

منگو احساس شرم کرد که به الیس دروغ گفت.

Lindsey experienced a sharp pang of guilt.

لیندسی یک احساس شدید گناه را تجربه کرد.

the snack bar will keep those hunger pangs at bay.

بار غذاخوری آن میل گرسنگی را از بین می‌برد.

a sharp pang of disappointment seared her.

یک درد شدید ناامیدی او را سوزاند.

he felt a pang of shame at telling Alice a lie.

او در گفتن دروغ به الیس دچار درد ننگ شد.

She experienced a sharp pang of disappointment.

او یک درد شدید ناامیدی را تجربه کرد.

I grabbed something to stay the pangs of hunger.

من چیزی گرفتم تا جلوی درد گرسنگی را بگیرم.

Except for a small pang, her headache has gone.

به جز یک درد کوچک، سردرد او از بین رفته است.

We think that Mister Pang Pu's viewpoint that Mean is for trine is a philosophical innovation of times, which has a realistic tendency of practicalism.

ما فکر می‌کنیم که دیدگاه آقای پانگ پو مبنی بر اینکه Mean برای ترینه یک نوآوری فلسفی در زمان است که گرایشی واقع‌بینانه به عمل‌گرایی دارد.

نمونه‌های واقعی

It is hard to stand the pangs of a toothache.

تحمل سختی دندان‌درد بسیار دشوار است.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

I ignore my pang of unwelcome sympathy.

من غصه ناخواسته ام را نادیده می‌گیرم.

منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)

For a moment she felt a pang of guilt about the way she was treating him.

برای لحظه‌ای او احساس پشیمانی کرد درباره نحوه رفتار با او.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

" Don't you ever feel the pangs of hunger or suffer the tortures of thirst? " asked the cob.

"آیا تا به حال احساس گرسنگی یا تشنگی نکرده‌اید؟" پرسید چمروش.

منبع: The Trumpet Swan

A little pang of disappointment because he didn't call when he said he would?

یک غصه کوچک از ناامیدی چون او تماس نگرفت وقتی که گفته بود خواهد گرفت؟

منبع: He actually doesn't like you that much.

A sudden pang seized him, and his knees felt so weak that he almost fell.

یک غصه ناگهانی او را در بر گرفت و زانوهایش آنقدر ضعیف بودند که نزدیک بود بیفتد.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Little kids might recognize some of the older technology, but adults are sure to feel a slight pang of nostalgia.

کودکان ممکن است برخی از فناوری‌های قدیمی‌تر را تشخیص دهند، اما بزرگسالان مطمئناً احساس اندکی دلتنگی خواهند کرد.

منبع: Selected Film and Television News

The menu features such classics as tom yumsoup and khanom pang na moo(crispy pork toast).

منوی غذا شامل غذاهای کلاسیک مانند سوپ تام یوم و خانوم پنگ نا مو (نان تست گوشت خوک ترد) است.

منبع: The Economist (Summary)

A half-million dollars. She felt a pang of almost physical sickness at the thought of so much money.

نیم میلیون دلار. او احساس یک غصه تقریباً جسمی کرد با فکر کردن به این همه پول.

منبع: Gone with the Wind

She left without another word; her walk was so fluid, so sinuous that I felt a sharp pang of jealousy.

او بدون گفتن حرف دیگری رفت؛ راه رفتنش آنقدر روان و موجدار بود که من احساس یک غصه شدید از حسادت کردم.

منبع: Twilight: Eclipse

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید