thud

[ایالات متحده]/θʌd/
[بریتانیا]/θʌd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربه یا تأثیر سنگین; صدای مبهمی مانند سقوط چیزی سنگین
vi. ضربه یا تأثیر سنگین ایجاد کردن; با صدای مبهم سقوط کردن

عبارات و ترکیب‌ها

a loud thud

صدای مهیب

جملات نمونه

a dull thud of hooves.

صدای مهربان و خسته پا

there was a dull thud as the gun discharged.

صدای مهربان و خسته پا وجود داشت وقتی که اسلحه شلیک شد.

there was an elephantine thud from the bathroom.

صدای مهیبی از حمام به گوش رسید.

Jean heard the thud of the closing door.

ژان صدای کوبیده شدن درب بسته را شنید.

there was a big thud when I hit the deck .

وقتی به عرشه برخورد کردم صدای مهیبی شنیده شد.

the thud jerked her back to reality.

صدای مهیب او را دوباره به واقعیت بازگرداند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید