panga boat
قایق پانگا
panga fish
ماهی پانگا
panga blade
تیغه پانگا
panga tree
درخت پانگا
panga rock
صخره پانگا
panga line
طرح پانگا
panga net
تور پانگا
panga model
مدل پانگا
panga style
سبک پانگا
panga design
طراحی پانگا
she decided to panga her way through the dense jungle.
او تصمیم گرفت با استفاده از پنگا از جنگل انبوه عبور کند.
he used a panga to clear the overgrown path.
او از پنگا برای باز کردن مسیر پوشیده استفاده کرد.
the panga is a versatile tool for outdoor activities.
پنگا یک ابزار چند منظوره برای فعالیت های فضای باز است.
in some cultures, a panga is essential for farming.
در برخی فرهنگ ها، پنگا برای کشاورزی ضروری است.
she learned how to properly handle a panga.
او یاد گرفت که چگونه به درستی از پنگا استفاده کند.
the fisherman used a panga to navigate the coastal waters.
ماهیگیر از پنگا برای پیمایش آبهای ساحلی استفاده کرد.
they brought a panga for their camping trip.
آنها برای سفر کمپینگ خود یک پنگا آوردند.
a sharp panga is necessary for effective cutting.
یک پنگای تیز برای برش موثر ضروری است.
he admired the craftsmanship of the panga.
او از هنر ساخت پنگا تحسین کرد.
she felt empowered using a panga for the first time.
او احساس کرد که برای اولین بار از پنگا استفاده می کند.
panga boat
قایق پانگا
panga fish
ماهی پانگا
panga blade
تیغه پانگا
panga tree
درخت پانگا
panga rock
صخره پانگا
panga line
طرح پانگا
panga net
تور پانگا
panga model
مدل پانگا
panga style
سبک پانگا
panga design
طراحی پانگا
she decided to panga her way through the dense jungle.
او تصمیم گرفت با استفاده از پنگا از جنگل انبوه عبور کند.
he used a panga to clear the overgrown path.
او از پنگا برای باز کردن مسیر پوشیده استفاده کرد.
the panga is a versatile tool for outdoor activities.
پنگا یک ابزار چند منظوره برای فعالیت های فضای باز است.
in some cultures, a panga is essential for farming.
در برخی فرهنگ ها، پنگا برای کشاورزی ضروری است.
she learned how to properly handle a panga.
او یاد گرفت که چگونه به درستی از پنگا استفاده کند.
the fisherman used a panga to navigate the coastal waters.
ماهیگیر از پنگا برای پیمایش آبهای ساحلی استفاده کرد.
they brought a panga for their camping trip.
آنها برای سفر کمپینگ خود یک پنگا آوردند.
a sharp panga is necessary for effective cutting.
یک پنگای تیز برای برش موثر ضروری است.
he admired the craftsmanship of the panga.
او از هنر ساخت پنگا تحسین کرد.
she felt empowered using a panga for the first time.
او احساس کرد که برای اولین بار از پنگا استفاده می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید