panics

[ایالات متحده]/ˈpænɪks/
[بریتانیا]/ˈpænɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (مالی) بحران عمده; حالت وحشت; عجله شدید; وحشت; شخص یا چیز مسخره
v. موجب وحشت شدن; دیوانه وار شدن; وحشت زده شدن

عبارات و ترکیب‌ها

public panics

واکنش‌های عمومی

mass panics

واکنش‌های دسته‌جمعی

panic attacks

حملات وحشت

economic panics

واکنش‌های اقتصادی

sudden panics

واکنش‌های ناگهانی

panic buying

خرید وحشت‌زده

social panics

واکنش‌های اجتماعی

widespread panics

واکنش‌های گسترده

panic responses

واکنش‌های ترس

uncontrolled panics

واکنش‌های افسارگسیخته

جملات نمونه

when the fire alarm goes off, everyone panics.

وقتی که اعلام حریق به صدا در می‌آید، همه دچار وحشت می‌شوند.

she panics whenever she has to speak in public.

او هر وقت باید در جمع صحبت کند دچار وحشت می‌شود.

the stock market panics during a financial crisis.

بازار سهام در زمان بحران مالی دچار وحشت می‌شود.

he panics at the thought of failing the exam.

او با فکر شکست در امتحان دچار وحشت می‌شود.

people often panics during natural disasters.

مردم اغلب در هنگام وقوع بلایای طبیعی دچار وحشت می‌شوند.

she panics when she can't find her phone.

او دچار وحشت می‌شود وقتی نتواند تلفن همراه خود را پیدا کند.

during the pandemic, many people panics about their health.

در طول همه‌گیری، بسیاری از مردم در مورد سلامتی خود دچار وحشت می‌شوند.

he panics if he doesn't stick to his routine.

او دچار وحشت می‌شود اگر به برنامه روزانه خود پایبند نباشد.

in emergencies, it's important not to panic.

در شرایط اضطراری، مهم است که دچار وحشت نشوید.

she panics at the sight of spiders.

او با دیدن عنکبوت‌ها دچار وحشت می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید