paniers

[ایالات متحده]/ˈpæniːə/
[بریتانیا]/ˈpænɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سبد یا ظرف

عبارات و ترکیب‌ها

shopping panier

سبد خرید

bicycle panier

سبد دوچرخه

fruit panier

سبد میوه

gift panier

سبد هدیه

bread panier

سبد نان

picnic panier

سبد پیک‌نیک

laundry panier

سبد لباس‌های کثیف

basket panier

سبد

pet panier

سبد حیوانات خانگی

gift basket panier

سبد هدیه

جملات نمونه

she placed the bread in the panier.

او نان را در پیک‌نیک گذاشت.

the panier was filled with fresh fruits.

پیک‌نیک با میوه‌های تازه پر شده بود.

he carried the panier on his arm.

او پیک‌نیک را روی بازوی خود حمل کرد.

we bought a wicker panier at the market.

ما یک پیک‌نیک حصیری از بازار خریدیم.

the panier was beautifully decorated.

پیک‌نیک به زیبایی تزئین شده بود.

she used the panier to gather flowers.

او از پیک‌نیک برای جمع آوری گل استفاده کرد.

they served the salad in a large panier.

آنها سالاد را در یک پیک‌نیک بزرگ سرو کردند.

the panier was made of natural materials.

پیک‌نیک از مواد طبیعی ساخته شده بود.

he found an old panier in the attic.

او یک پیک‌نیک قدیمی در زیرزمین پیدا کرد.

we packed the picnic in a sturdy panier.

ما پیک‌نیک را در یک پیک‌نیک محکم بستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید