basketry

[ایالات متحده]/ˈbɑːskɪtri/
[بریتانیا]/ˈbɑːskətri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر یا صنعت ساخت سبد از مواد بافته شده؛ سبد یا چیزی که توسط سبدبافی ساخته شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

basketry techniques

تکنیک‌های بافت سبد

traditional basketry

بافت سبد سنتی

basketry products

محصولات سبدبافی

woven basketry items

وسایل بافت‌سبد

fine basketry craftsmanship

هنر ظریف بافت سبد

a basketry workshop

کارگاه سبدبافی

basketry designs

طرح‌های سبدبافی

learn about basketry

درباره سبدبافی بیاموزید

history of basketry

تاریخچه سبدبافی

diverse basketry styles

سبک‌های متنوع سبدبافی

جملات نمونه

basketry is an ancient craft that requires skill and patience.

سبدبافي یک هنر باستانی است که نیاز به مهارت و صبر دارد.

many cultures have their own unique styles of basketry.

فرهنگ‌های بسیاری سبک‌های منحصربه‌فرد خود را در سبدبافي دارند.

she learned basketry techniques from her grandmother.

او تکنیک‌های سبدبافي را از مادربزرگش یاد گرفت.

basketry can be a sustainable way to create home decor.

سبدبافي می‌تواند راهی پایدار برای ایجاد دکوراسیون منزل باشد.

in the workshop, we practiced various basketry patterns.

در کارگاه، ما الگوهای مختلف سبدبافي را تمرین کردیم.

basketry supplies can often be found at local craft stores.

تجهیزات سبدبافي اغلب می‌توان در فروشگاه‌های هنری محلی یافت.

traditional basketry often uses natural materials like reeds and willow.

سبدبافي سنتی اغلب از مواد طبیعی مانند جگه‌ها و درخت توس استفاده می‌کند.

basketry workshops are popular among art enthusiasts.

کارگاه‌های سبدبافي در بین علاقه‌مندان به هنر محبوب هستند.

she sells her handmade basketry at local markets.

او سبدبافي دست‌ساز خود را در بازارهای محلی می‌فروشد.

learning basketry can be a rewarding hobby.

یادگیری سبدبافي می‌تواند یک سرگرمی ارزشمند باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید