papaia

[ایالات متحده]/pəˈpaɪə/
[بریتانیا]/pəˈpaɪə/

ترجمه

n. میوه گرمسیری با گوشت زرد
شکل‌های واژه
جمعpapaias

جملات نمونه

i ate fresh papaya for breakfast.

صبحانه‌ام گوجه‌فرنگی تازه‌ای خورد.

the ripe papaya is very sweet.

گوجه‌فرنگی رسیده بسیار میوه‌ای است.

she made papaya juice for her children.

او برای فرزندانش نوشابه گوجه‌فرنگی درست کرد.

papaya salad is popular in thailand.

سالاد گوجه‌فرنگی در تایلند محبوب است.

the papaya tree in our garden produces many fruits.

در گلخانه‌ی ما درخت گوجه‌فرنگی بسیاری از میوه‌ها تولید می‌کند.

green papaya is used in many asian dishes.

گوجه‌فرنگی سبز در بسیاری از غذاهای آسیایی استفاده می‌شود.

he cut the papaya into small pieces.

او گوجه‌فرنگی را به قطعات کوچکی کرد.

papaya seeds are often thrown away.

دانه‌های گوجه‌فرنگی اغلب ریخته می‌شوند.

the baby enjoys eating mashed papaya.

نوزاد لذت می‌برد از خوردن گوجه‌فرنگی پریشان.

papaya contains many vitamins.

گوجه‌فرنگی حاوی بسیاری از ویتامین‌ها است.

i bought a large papaya from the market.

من یک گوجه‌فرنگی بزرگ از بازار خریداری کردم.

my mother grows papaya in her backyard.

مادر من گوجه‌فرنگی را در بازگوی خود کاشته است.

papaya smoothie is a healthy drink choice.

شیرین‌کردن گوجه‌فرنگی یک انتخاب نوشیدنی سالم است.

you should eat papaya every day.

شما باید گوجه‌فرنگی را هر روز بخورید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید