paperless

[ایالات متحده]/ˈpeɪpələs/
[بریتانیا]/ˈpeɪpərləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به انتقال اطلاعات (یا داده‌ها) بدون استفاده از کاغذ

عبارات و ترکیب‌ها

paperless office

دفتر بدون کاغذ

paperless billing

صدور صورت‌حساب بدون کاغذ

paperless workflow

گردش کار بدون کاغذ

paperless environment

محیط بدون کاغذ

paperless solutions

راهکارهای بدون کاغذ

paperless transactions

تراکنش‌های بدون کاغذ

paperless communication

ارتباطات بدون کاغذ

paperless documents

اسناد بدون کاغذ

paperless records

سوابق بدون کاغذ

paperless signature

امضای بدون کاغذ

جملات نمونه

many companies are going paperless to save costs.

بسیاری از شرکت‌ها برای صرفه‌جویی در هزینه‌ها در حال حذف کاغذ هستند.

adopting a paperless system can improve efficiency.

اجرای یک سیستم بدون کاغذ می‌تواند کارایی را بهبود بخشد.

we aim to create a paperless environment in our office.

هدف ما ایجاد یک محیط کار بدون کاغذ در دفتر ما است.

going paperless is better for the environment.

رفتن به سمت بدون کاغذ برای محیط زیست بهتر است.

many schools are now implementing paperless classrooms.

اکنون بسیاری از مدارس در حال اجرای کلاس‌های بدون کاغذ هستند.

the transition to a paperless workflow has been smooth.

انتقال به گردش کار بدون کاغذ روان بوده است.

paperless billing is becoming increasingly popular.

صورتحساب بدون کاغذ به طور فزاینده‌ای محبوب در حال تبدیل شدن است.

she prefers a paperless approach to managing her documents.

او ترجیح می‌دهد از یک رویکرد بدون کاغذ برای مدیریت اسناد خود استفاده کند.

many organizations are promoting paperless initiatives.

سازمان‌های زیادی طرح‌های بدون کاغذ را ترویج می‌کنند.

a paperless office can significantly reduce waste.

یک دفتر بدون کاغذ می‌تواند ضایعات را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید