papillon

[ایالات متحده]/ˈpæpɪlɒn/
[بریتانیا]/ˈpæpɪlən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نژادی از سگ‌های تزئینی با گوش‌های بزرگ و شبیه پروانه؛ سگ کوچک از همان نژاد
Word Forms
جمعpapillons

عبارات و ترکیب‌ها

papillon dog

سگ پاپیلون

papillon butterfly

پاپیلون پروانه

papillon art

هنر پاپیلون

papillon design

طراحی پاپیلون

papillon style

سبک پاپیلون

papillon fashion

مد پاپیلون

papillon theme

موضوع پاپیلون

papillon collection

مجموعه پاپیلون

papillon festival

جشنواره پاپیلون

papillon event

رویداد پاپیلون

جملات نمونه

the papillon is known for its butterfly-like ears.

پاپیون به دلیل گوش‌های شبیه به پروانه‌اش شناخته شده است.

many people love the playful nature of a papillon.

بسیاری از مردم عاشق طبیعت بازیگوشانه پاپیون هستند.

training a papillon requires patience and consistency.

آموزش یک پاپیون نیاز به صبر و ثبات دارد.

papillons are great companions for families.

پاپیون‌ها همراهان خوبی برای خانواده‌ها هستند.

grooming a papillon is essential for its coat health.

آرايش دادن به پاپیون برای سلامت پوشش آن ضروری است.

papillons are often seen in dog shows due to their elegance.

به دلیل ظرافتشان، پاپیون‌ها اغلب در نمایشگاه‌های سگ دیده می‌شوند.

socializing a papillon from a young age is important.

اجتماعی کردن یک پاپیون از سنین پایین مهم است.

many owners appreciate the intelligence of a papillon.

بسیاری از صاحبان از هوش یک پاپیون قدردانی می‌کنند.

exercise is vital for a happy and healthy papillon.

ورزش برای یک پاپیون شاد و سالم ضروری است.

papillons can adapt well to apartment living.

پاپیون‌ها می‌توانند به خوبی با زندگی در آپارتمان سازگار شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید