para

[ایالات متحده]/'pærə/
[بریتانیا]/'pærə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه یا ماده‌ای که برای تهیه لباس استفاده می‌شود؛

abbr. خدمات مراقبت پیشگیری و بهبودی
Word Forms
جمعparas

عبارات و ترکیب‌ها

para shuttle service

خدمات شاتل برای معلولین

emergency para button

دکمه اضطراری برای معلولین

para transit service

خدمات حمل و نقل برای معلولین

جملات نمونه

para- bromoiodobenzene.

پارای - برومویودوبنزن

I'm always para when I haven't been sleeping.

من همیشه پارا هستم وقتی که نخوابیده‌ام.

Nasrul Abit, para tokoh adat dan bundo kandung serta cerdik pandai Pesisir Selatan dan para pejabat lainnya.

ناسرول ابیت، چهره های محلی و مادر بزرگ و دانشمندان و مقامات ساحلی و دیگران.

Para-Medic: I see you've captured an Indian Gavial.

پارا-مداخله: متوجه شدم که یک تمساح هندی را به دام انداخته اید.

Con nuevos Planes para el proximo Ano.

با برنامه‌های جدید برای سال آینده.

chloroform; formaldehyde; methylene chloride; methyl chloride; para ldehyde; formic acid; chloroacetaldehyde.

کلروفرم؛ فرمالدهید؛ کلرید متیلن؛ کلرید متیل؛ آلدهید پارا؛ اسید فرمیک؛ کلروآسیتالدهید.

Paramos un poco antes de la casa para esperar al otro coche. Ya viene.

ما کمی قبل از خانه متوقف شدیم تا منتظر ماشین دیگر بمانیم. دارد می‌آید.

Aqualung_Deportes Venta de material deportivo para buceo, pesca, natación y caza submarina. También ofrecen cursos de buceo.

آکوالانگ_ورزش‌ها: فروش تجهیزات ورزشی برای غواصی، ماهیگیری، شنا و شکار زیر آب. آنها همچنین دوره‌های غواصی ارائه می‌دهند.

This paper introduces the synthesis of ethyl para-nitrobenzoate(Ⅰ),using phosphoryl chloride compound(Ⅱ)as catalyst.

این مقاله سنتز اتیل پارا-نتروبنزوات (Ⅰ) را با استفاده از ترکیب کلرید فسفوریل (Ⅱ) به عنوان کاتالیزور معرفی می‌کند.

The Leibstandarte was ordered to link up with the paras and it raced 290km (180 miles) east at breakneck speed.

از لشکر Leibstandarte خواسته شد با گروه های پیاده نظام ارتباط برقرار کند و با سرعت سرسام‌آور 290 کیلومتر (180 مایل) به سمت شرق حرکت کرد.

Proxecto_Rianxo O obxectivo deste proxecto é elaborar un traductor galego-castelán-galego para arquivos de texto e HTML.

پروژه_ریانزو: هدف این پروژه ایجاد یک مترجم گالیسی-اسپانیایی-گالیسی برای فایل‌های متنی و HTML است.

The area had undergone such evolution stages as passive borderland basining, squeerze-retrograde nose-like swelling, cratonic inner sagging. intracratonic basining and para-foreland basin.

این منطقه مراحل تکاملی مانند حوضه مرزی غیرفعال، تورم نوک مانند رتروگراد اسکیویز، فرورفتگی داخلی کراتونیک، حوضه اینتراکارتونیک و حوضه پارا فورلند را پشت سر گذاشته است.

This work applied the new type capillary column modified by barium sulfate. It has completed the solubilty of high boiling ester in para-methyl-toluate with the method of chromatography.

این کار از ستون سرمایه‌ای جدید با نوع اصلاح شده با سولفات باریم استفاده کرد. این ماده توانسته است حلالیت استرهای با نقطه جوش بالا را در پارا-متیل-تولوات با روش کروماتوگرافی تکمیل کند.

Elisenda, con el espinazo torcido de tanto barrer basura de feria, tuvo entonces la buena idea de tapiar el patio y cobrar cinco centavos por la entrada para ver al ángel.

الیزاندا، با ستون فقرات پیچ خورده به دلیل تمیز کردن زیاد زباله‌های نمایشگاه، ایده خوبی داشت که حیاط را ببندد و برای دیدن فرشته پنج سنت برای ورود دریافت کند.

Su plan de hoy: paseos alrededor de la cancha, sesiones de tiros libres y tratamientos físicos para finalizar.

برنامه امروز او: قدم زدن در اطراف زمین، جلسات پرتاب آزاد و درمان های فیزیکی برای اتمام.

Perellón Fabricación de productos y artículos de látex de caucho natural para aplicaciones varias: hogar, diseño, deportes o mascotas. En Piera (Anoia, Barcelona).

Perellón تولید محصولات و اقلام لاستیکی طبیعی برای کاربردهای مختلف: خانه، طراحی، ورزش یا حیوانات خانگی. در پیرا (آنویا، بارسلونا).

En el último minuto de juego, Gracián acumuló marcas y descargó bárbaro para el pique de Mouche (habilitado por Ferrari en el otro costado).

در آخرین دقیقه بازی، گراسیان امتیازها را جمع آوری کرد و به طور وحشیانه برای ضربه موش (که توسط فراری در طرف دیگر امکان پذیر شد) ارسال کرد.

نمونه‌های واقعی

52. What does the author imply by saying " this isn't always the case" (Line 1, Para. 3)?

52. نویسنده با گفتن "این همیشه اینطور نیست" (خط 1، پاراگراف 3) منظور خود را از چه می‌گوید؟

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

For example, Team USA bagged the para ice hockey gold medal for the fourth straight time.

به عنوان مثال، تیم ایالات متحده برای چهارمین بار متوالی مدال طلای هاکی روی یخ جانبازان را به دست آورد.

منبع: Intermediate English short passage

A good example of a prefix would be the Greek para, which means alongside.

یک مثال خوب از پیشوند، پیشوند یونانی "پارا" است که به معنای "همراه" است.

منبع: Khan Academy: Reading Skills

All the while she's trying to teach the new paras how to handle these situations.

در حالی که او سعی می‌کند به پارا‌های جدید آموزش دهد که چگونه با این موقعیت‌ها کنار بیایند.

منبع: That's bad, thank you for your concern.

Many para snowboarders use a special prosthesis to ride.

بسیاری از اسنوبردبازان جانباز از پروتز ویژه‌ای برای اسکی استفاده می‌کنند.

منبع: Winter Olympics Special

It's called Como Agua para Chocolate, and I was, I just still felt just more confused.

اسم آن 'کومو آگوآ پاره چاکولات' است و من، من هنوز احساس سردرگمی بیشتری داشتم.

منبع: How You See Me

Since then, Nemati has won gold at Rio and in the world para archery championships and Asian Games.

از آن زمان، نماتی در ریو، مسابقات جهانی تیراندازی با کمان جانبازان و بازی‌های آسیایی مدال طلا کسب کرده است.

منبع: Selected English short passages

So I lost a co-teacher and I lost about six paras.

بنابراین من یک معلم همکار و حدود شش پارا را از دست دادم.

منبع: That's bad, thank you for your concern.

And life skills by the way it tends to be women and it tends to be the paras tend to be older people.

و مهارت‌های زندگی، به هر حال معمولاً زنان هستند و معمولاً پاراها افراد مسن‌تر هستند.

منبع: That's bad, thank you for your concern.

I started the day in the hallway with another para who was leaving as well, and she was asking if I was emotional.

من روز را در راهرو با یک پارا دیگر که او هم می‌رفت شروع کردم و از من می‌پرسید آیا من احساساتی هستم.

منبع: That's bad, thank you for your concern.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید