parader

[ایالات متحده]/pəˈreɪdə/
[بریتانیا]/pəˈreɪdər/

ترجمه

n. فردی که در یک رژه شرکت می کند
Word Forms
جمعparaders

عبارات و ترکیب‌ها

proud parader

رژه رونده مغرور

enthusiastic parader

رژه رونده پرشور

happy parader

رژه رونده شاد

colorful parader

رژه رونده رنگارنگ

excited parader

رژه رونده هیجان‌زده

dedicated parader

رژه رونده متعهد

vibrant parader

رژه رونده پر جنب و جوش

fierce parader

رژه رونده سرسخت

local parader

رژه رونده محلی

celebrated parader

رژه رونده جشن گرفته شده

جملات نمونه

the parader waved to the crowd enthusiastically.

پارَدر با شور و شوق به جمعیت دست تکان داد.

children cheered as the parader passed by.

کودکان با دیدن عبور پارَدر تشویق کردند.

each parader wore a colorful costume.

هر پارَدر لباس رنگارنگی به تن داشت.

the parader led the float down the street.

پارَدر بالن را در خیابان هدایت کرد.

many paraders participated in the annual festival.

بسیاری از پارَدرها در جشنواره سالانه شرکت کردند.

the parader's smile brightened everyone's day.

لبخند پارَدر روز همه را روشن کرد.

paraders often throw candy to the audience.

پارَدرها اغلب آبنبات به تماشاچیان پرتاب می‌کنند.

the parader's performance was the highlight of the event.

اجرای پارَدر اوج رویداد بود.

there were many talented paraders in the parade.

بسیاری از پارَدرها در رژه با استعداد بودند.

the parader danced joyfully along the route.

پارَدر با خوشحالی در طول مسیر رقصید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید