processioner march
رژه راهپیمایان
processioner route
مسیر راهپیمایان
processioner group
گروه راهپیمایان
processioner attire
لباس راهپیمایان
processioner role
نقش راهپیمایان
processioner leader
رهبر راهپیمایان
processioner event
رویداد راهپیمایان
processioner banner
بنر راهپیمایان
processioner ceremony
آیین راهپیمایان
processioner celebration
جشن راهپیمایان
the processioner led the parade with great enthusiasm.
رهبر پاراد، அணிسازی را با شور و اشتیاق فراوان هدایت کرد.
every processioner wore a colorful costume.
هر شرکتکننده در அணிسازی لباس رنگارنگی به تن داشت.
the processioner carried a banner high above their head.
شرکتکننده در அணிسازی بنری را بالای سر خود حمل میکرد.
as a processioner, you must follow the designated route.
به عنوان یک شرکتکننده در அணிسازی، شما باید مسیر تعیینشده را دنبال کنید.
the crowd cheered for each processioner as they passed by.
تماشاگران برای هر شرکتکننده در அணிسازی تشویق کردند، زیرا از کنارشان عبور میکردند.
being a processioner requires teamwork and coordination.
شرکتکننده بودن در அணிسازی نیازمند کار گروهی و هماهنگی است.
the processioner shouted slogans to rally the crowd.
شرکتکننده در அணிسازی برای تشویق جمعیت، شعارها را فریاد میزد.
each processioner played a unique role in the event.
هر شرکتکننده در அணிسازی نقش منحصر به فردی در رویداد ایفا میکرد.
the processioner received applause for their efforts.
شرکتکننده در அணிسازی برای تلاشهایشان تشویق شد.
many processioners practiced for weeks before the event.
بسیاری از شرکتکنندگان در அணிسازی برای هفتهها قبل از رویداد تمرین کردند.
processioner march
رژه راهپیمایان
processioner route
مسیر راهپیمایان
processioner group
گروه راهپیمایان
processioner attire
لباس راهپیمایان
processioner role
نقش راهپیمایان
processioner leader
رهبر راهپیمایان
processioner event
رویداد راهپیمایان
processioner banner
بنر راهپیمایان
processioner ceremony
آیین راهپیمایان
processioner celebration
جشن راهپیمایان
the processioner led the parade with great enthusiasm.
رهبر پاراد، அணிسازی را با شور و اشتیاق فراوان هدایت کرد.
every processioner wore a colorful costume.
هر شرکتکننده در அணிسازی لباس رنگارنگی به تن داشت.
the processioner carried a banner high above their head.
شرکتکننده در அணிسازی بنری را بالای سر خود حمل میکرد.
as a processioner, you must follow the designated route.
به عنوان یک شرکتکننده در அணிسازی، شما باید مسیر تعیینشده را دنبال کنید.
the crowd cheered for each processioner as they passed by.
تماشاگران برای هر شرکتکننده در அணிسازی تشویق کردند، زیرا از کنارشان عبور میکردند.
being a processioner requires teamwork and coordination.
شرکتکننده بودن در அணிسازی نیازمند کار گروهی و هماهنگی است.
the processioner shouted slogans to rally the crowd.
شرکتکننده در அணிسازی برای تشویق جمعیت، شعارها را فریاد میزد.
each processioner played a unique role in the event.
هر شرکتکننده در அணிسازی نقش منحصر به فردی در رویداد ایفا میکرد.
the processioner received applause for their efforts.
شرکتکننده در அணிسازی برای تلاشهایشان تشویق شد.
many processioners practiced for weeks before the event.
بسیاری از شرکتکنندگان در அணிسازی برای هفتهها قبل از رویداد تمرین کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید